{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستان و عزیزان یاور من خیلیلیلیلیل ممنونن از حمایتاتوننن

دوستان و عزیزان یاور من خیلیلیلیلیل ممنونن از حمایتاتونننن درسته تعداد کمه ولی برا من یه دنیاست ❤❤❤❤
part 3 : خب بریم ادامه داستان


ویو ا.ت : با سختی پدرم رو که مست بود به خونه برگردوندم و کمکش کردم بخوابه اما خودم با فکر از دست دادن خونه تا صبح نتونستم بخوابم برای همین فقط روی تخت دراز کشیدم


ویو تهیونگ : ساعت ۲ شب بود که به خونه برگشتم خیلی خسته بودم برای همین رفتم روی تخت اما مطمئن بودم که امشب هم مثل هر شب نمیتونم درست بخوابم و قراره دباره اون کابوس لعنتی رو ببینم برای همین قرص هام رو خوردم و دراز کشیدم و شروع به فکر کردن درباره ی اون دختر کردم من نیازی به ملک اون و پدرش ندارم اما میخوام بدونم داستان اون دختر چیه چرا اصان برام مهمه و.....



صبح ا.ت با داد پدرش از خواب بیدار شد
ب.ا: بلند شو ببینم دختره ی هرزههه تو دیشب چیکار کردی چرا جلوی من رو نگرفتی
ا.ت با تعجب به پدرش نگاه کرد و گفت
ا.ت: تو قمار کردی و خونه رو باختی حالا طلب کار هم هستی اما این سرکشی خیلی طولانی نشد چون بازم مثل هنیشه پدرش شروع به زدن ا.ت کرد و کل بدن ا.ت رو کبود کرد و ا.ت بعد از چند ساعت بلند شد و رفت سر کارش



اقا دوستان فردا شب بازی لیورپولههه اگه ببره براتون پارت میزام اما اگه ببازه شرمنده پس دعا کنید ببره و نگران نباشید صبح دباره براتون میزارم 💌💌💌❤
دیدگاه ها (۳)

۹سلامممم من اومدم part4: اگه قشنگ نشده شرمندهههههه تهیونگ وی...

سلاممممم دباره part 5 ; ...

part 2 : ممنون از اولین خاننده ی رمان با حمایتشششششششش 💋❤تهی...

سلاممممpart1 =داستان از زبان ا.ت شروع میشهاون روز صبح با درد...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط