چقدر تنها شدن سخته
چقدر تنها شدن سخته
دارم میسوزم از این تب
برای سایه ی خود هم
بغل وا کرده ام امشب
دارم جون میدم این گوشه
دیگه مردن چه آسونه
دلم خوشبختی ومیخواست
اجل اینها رو میدونه
صدای شر شر بارون
تو رویا تا کجا رفتم
نشستم پیش تنهایی
خودم رو بدرقه کردم
سراغ این نگون بختُ
کسی هرگز نمی گیره
میرم گاهی سفر اما
چرا مقصد ازم سیره
تو قاب آیینه دیدم
یکی مثل خودم بودش
نگا کردم توی چشماش
پریدم توی آغوشش
اونم مثل منه، تنهاست
خونه ش دنجه،ولی غمگین
کشیده درد دنیارو
چقد صبرش زیاده این
دارم میسوزم از این تب
برای سایه ی خود هم
بغل وا کرده ام امشب
دارم جون میدم این گوشه
دیگه مردن چه آسونه
دلم خوشبختی ومیخواست
اجل اینها رو میدونه
صدای شر شر بارون
تو رویا تا کجا رفتم
نشستم پیش تنهایی
خودم رو بدرقه کردم
سراغ این نگون بختُ
کسی هرگز نمی گیره
میرم گاهی سفر اما
چرا مقصد ازم سیره
تو قاب آیینه دیدم
یکی مثل خودم بودش
نگا کردم توی چشماش
پریدم توی آغوشش
اونم مثل منه، تنهاست
خونه ش دنجه،ولی غمگین
کشیده درد دنیارو
چقد صبرش زیاده این
- ۲.۱k
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط