دستم که به نفرین تو بالای سرم رفت
دستم که به نفرین تو بالای سرم رفت
تا نام تو بردم دل دیوانه دعا کرد
دال از الف آمد که بگوید دلم افسرد
چون حسرت باران که قد غنچه دوتا کرد
شاعر شدم ای عاشق اشعار کجایی
هجران تو با این دل آشفته چه ها کرد
دل مرده و افسرده ترین شاعر این قرن
آخر به که گوییم که دلدار جفا کرد
شیرینی وصلت نچشید این لب و من را
این غصه جانسوز غریب الشعرا کرد
تا نام تو بردم دل دیوانه دعا کرد
دال از الف آمد که بگوید دلم افسرد
چون حسرت باران که قد غنچه دوتا کرد
شاعر شدم ای عاشق اشعار کجایی
هجران تو با این دل آشفته چه ها کرد
دل مرده و افسرده ترین شاعر این قرن
آخر به که گوییم که دلدار جفا کرد
شیرینی وصلت نچشید این لب و من را
این غصه جانسوز غریب الشعرا کرد
- ۵۲۳
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط