#عشق_باطعم_تلخ #part77

#عشق_باطعم_تلخ #part77

کلافه دستش رو کشید روی موهاش...
- چون که اون تورو رقیبش می‌دونه، چون که من وقتی اومدم ایران دیگه پرهامش نیستم!
با تعجب و کنجکاوی زل زدم به پرهام، یعنی چی؟! رقیب یعنی، پرهام رو دوست داره! ماهم که واقعاً هم‌دیگر رو نمی‌خواهیم؛ ولی خب اون ‌که نمی‌دونه.
- خب ما تظاهری این‌کار رو می‌کنیم؛ درضمن من نمی‌خوام رابطه شما رو خراب کنم، پس بهش بگو همه چی دروغیِ.
- می‌خوام صد سال دیگه‌ هم شده تظاهر کنم، نمیشه بهش بگم...
ابروهام رو دادم بالا!
- پرهام چرا مبهم حرف می‌زنی؟
بعد کلافه سرم تکون دادم:
- اصلاً این آیناز از کجا اون کیوان رو می‌شناسه؟
زبونش روی لبش کشید...
- آنا کم‌کم از زندگیم می‌فهمی، باید بفهمی چون دیگه همه چیز رو رسمی می‌کنیم؛ ولی برای خودمون هنوز تظاهری!
- چرا حرف مامان رو گوش کردی پول دادی بهش؟
با صدای تقریباً بلندی ادامه دادم:
- اصلاً چرا هیچی رو برام توضیح نمیدی؟
زندگیم شده فقط چرا که همه دلیل‌هاش رو تو می‌دونی...
دستم روی صورتم کشیدم، از روی صندلی بلند شدم.
- آروم باش، همه چی رو می‌گم سر فرصت، بعدشم اگه من اون پول رو نمی‌دادم کیوان دوبرابرش رو می‌داد به مامانت.
بلند شدم کنارش وایستادم...
- خب دوتایی حلش می‌کردیم.

ادامه در کامنت...
دیدگاه ها (۵)

استوری کوک 😭🐰:خب، دیگه وقتشه کم‌کم وزن کم کردن رو شروع کنم....

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_87بعد از تموم کردن حرفش..دست...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

Cold melody part4نگاهِ خیره‌اش روی صورتم میخکوب شده بود. دست...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط