{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته‌ام‌به‌تماشای

نشسته‌ام‌به‌تماشای
چشمِ‌چون‌پری‌ات
که سهم من بشود یک نگاه‌سرسری‌ات

نگاه‌کن که دوباره به خود بگویم کاش
که این نگاه نباشدنگاه‌آخری‌ات

مگر چه کرده دلِ‌بی‌گناه‌من خانم !
که دل نمی کنی از شیوه‌ی‌ستمگری‌ات

چه قدر مثل تو باشم، تو هم کمی من باش
که در معامله ثابت.شود‌برادری‌ات!
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

مافیای من — قسمت ۱۸چیزی بیشتر از یک رازمرد روبه‌روی جونگکوک ...

#just_doktor? p۶ساعت ها گذشت،عصر شده بود هوا نارنجی و کمی سر...

.....//برده ی زیبا//......

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

شب تولدم فصل 3پارت 1توجه هر فصل 30 قسمته تهیونگ: خستم نکنین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط