FoRGoTTEN

FoRGoTTEN 🍷⛓️
PT 7




شوگا نزدیکم شد

شوگا: پیشی کوچولو حالت خوبه!!

ات: اگه بمیرین چی !! من نمی خوام هیچ کدومتون بمیرید

نامجون: نگران نباش ما خودمون حلش میکنیم

ات: چی حلش میکنیم!!! مگه کشکه که هم دیگرو بکشید اگه یکم دیر میومدید اون می‌گفت که چطوری نجاتتون میدادم ( داد)

عصبانی شده بودم بی توجه به همشون از اتاق رفتم بیرون

به این فکر میکردم که من نمی تونم با یکیشون ازدواج کنم تا همشون بمیرن
پس باید فرار کنم تا دست هیچ کدومشون بهم نرسه

روی تختم بودم که تخت بالا و پایین شد

ات: هر کی هستی الان حوصله ندارم برو

جواب نمی‌داد

فکر کردم رفته
می خواستم برگردم که یهو بغلم کرد

صدای نفس هاش به پشت گردنم می خورد

خواستم برگردم

@: برنگرد دوست دارم همینجوری از پشت بغلت کنم

یکم گذشت فکر کنم خوابیده بود

برگشتم و جیمین و دیدم
حال نداشتم دیگه کاری کنم برگشتم و خوابم برد

امروز براتون سه پارت میزارم🐥
دیدگاه ها (۴)

FoRGoTTEN 🍷⛓️PT 8فردا صبح*صبح شده بود لباسای مدرسم رو پوشیدم...

FoRGoTTEN 🍷⛓️PT 9دیگه جون نداشتم افتادم زمین چشمام رو برای ی...

وقتی دوسش داری ولی اون دوسِت نداره*پنج پارتی*پارت پنج( آخر)ن...

وقتی دوسش داری ولی اون دوسِت نداره*پنج پارتی*پارت چهارمویو ا...

#شب_خاص. Part 32بله بالاخره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط