{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی باید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید، ت

گاهی باید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید، تا این بار
آرزوی بخشش تو باشد...
گاهی نباید صبر کرد...
باید رها کرد و رفت تا بدانند اگر ماندی رفتن را بلد بوده ای....
دیدگاه ها (۳)

ساز زندگی تان را ب دست هرکسی ندهیدنا اهلان خوب بلدند ساز جدا...

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»رها رفت توی آشپزخونه و در رو پشت سرش ب...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

روزنامه کیهان:ممکن است این شبهه ایجاد شود که در بحبوحه جنگ ب...

پارت ۱۶ — «صبحِ مشکوک»صبح، رها با صدای افتادن چیزی از خواب پ...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

زیبای من.. تو چه گناهی کرده بودی که قلبت این چنین شکست؟ قل...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط