{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁶⁷

فردا
خونه عمم بودم
گوشیم زنگ خورد جونگکوک بود قطعش کردمو و بعد بلاکش کردم
عمه: بیدار شدی بیا بشین
ا/ت: یونا خوابه
عمه: اره عزیزم
دلینگ دیلینگ
عمه: صبر کن الان درو باز میکنم
درو باز کرد جونگکوک بود
کوک: ا/ت
ا/ت: چرا اومدی
کوک: بیا بریم خونه تو خوب فکراتو کردی
ا/ت: اره خوب فکرامو کردم نمیخوامت دیگه اذیتم نکن حتی اگه دوسم داری
کوک: ا/ت
ا/ت: برووووو ولمم کن نزدیکم نیاا نمیخوام ببینمت (با عصبانیت)
و جیغ زدم
عمه: ا/ت اروم باش جونگکوک برو
کوک: ا/ت خوبی🙂
عمه: برو نمون ممکنه حالش بد تر بشه
کوک: خب
عمه: جونگکوک دیگه نیا پیش ا/ت
کوک: نمیتونم
عمه: بزار یکم بگذره
کوک: باشه
جونگکوک رفت
عمه: نباید خودتو بد کنی میفهمی که اینجوری بیماریت خوب نیست
ا/ت: باش

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

fake kook part*⁶⁸یک سال بعد تو محل کارم بودم منشی: اقا یه خا...

fake kook part*⁶⁹ا/ت: دلم خیلی برات تنگ شده بودکوک: منم همین...

fake kook part*⁶⁶ا/ت: خب من برمکوک: کجاا/ت: کار دارمکوک: باش...

fake kookpart*⁶⁵صبحاز خواب بلند شدم جونگکوک نبود یه کاغذ پید...

love in the dark⑨①(آخر) یک ماه بعد یومی کامل خوب شده بود و ق...

Love in the dark⑤⑧چند ساعت بعدبرگشتم خونه لامپ ها همه خاموش ...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط