{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

playmate p

#playmate p⁷⁷
■□عمارت کیم تهیونگ ویو ساعت 4بامداد:
یه حس عجیبی تو وجودم پیچیده بود ولی نباید بهش اهمیت میدادم نمیدونستم ترسه؟غمه؟اصلا هیچ کدوم نبود
آجوما گفته بود وقتی ات اومد نباید عوض بشم باید کیم باشم درست میگفت
هروقت خواستم به ات نزدیک شم هزار متر دور شد شاید ... شاید باید دست نگه میداشتم‌.
هیچ تصوری از بودنش تو عمارت نداشتم هنوز باورم نمیشد که چطوری ات و جئون پذیرفتن؟
یعنی قرار بود چطور پیش بره؟
ندیمه های جئون رسیده بودن فقط چند دستی برای ات لباس اوردن که گفتم بزارن توی کلوزت اتاق خودم نگاهی به لباسا انداختم لبخندی زدم اینا لباس ات بود یا کوک؟؟
ما بینشون فقط ۲ ۳ تا لباس بود که اسپرت و راحتی نبود
اجوما تا همین الان داشت باهام حرف میزد چیکار کنم چیکار نکنم چی بگم‌چی نگم اما هیچ کدومش مهم نبود ...
یعنی میتونستم ازش محافظت کنم؟
امیدوارم راه بیاد وگرنه مجبور میشم طور دیگه ای باهاش برخورد کنم

●○عمارت جئون ساعت 18:
*کوک و ات با صدای زنگ عمارت از خواب بیدار شدن
ات:اه کله صبح کیه؟
کوک:ساعت ..چنده؟(خابالو)
ات: شیش صبح
کوک:احمق شیش عصره
ات:چی؟؟؟
*نامی در اتاق و باز کرد اخماش به حالت بامزه ای توی هم رفت چشماشو بست و نفس عمیقی کشید
نامی:شما دوتا کودن عقل تو کلتون هست؟اره؟ هیچ ساعت و دید؟
کوک:صبح تو ام به خیر
ات:سلام(خابالوو)
نامی:درد بگیرید خستم کردید بیاید پایین باید قبل رفتن حرف بزنیم
*کوک با شنیدن کلمه رفتن به خودش اومد انگار که دوباره کامش تلخ شد به ات نگاهی کرد و لبخند زد
کوک:موهاتو دیدی؟ تو خواب برق گرفتت؟
ات:تو موهای خودتو دیدی؟
کوک:خیلی ام خوبه
ات:پس مال من بهتره
کوک:(خنده ای کرد و نوک بینی ات گرفت )برو صورتتو بشور بیا موهاتم شونه کنم بریم پاین
ات:چشم قربان (چشم قره)
کوک:گشنمه...آجومااا
آجوما:داد نزن همه چی امادس
کوک:پنک...
اجوما:اره
کوک:اتت بیا پنکیک و ....
نامی:درد بخوری میشه جدی باشی؟
کوک:(با حرف نامی به خودش اومد )
نامی:قضیه مهمه فکر نکن پشت گوش بندازی همه چی تمومه
ات:(رسید و تک تک چیزای رو میز خورد لپاش پر بود از پنکیک و کوکی)
اجوما: کوک براش شیر بریز الان خفه میشه ای وای
کوک:ات...بگیر
ات:...
کوک:چطوری همشو خوردی؟خوبی؟
ات:اجوما اگر برم اونجا از این چیزا پیدا نمیکنم (لپای پر با چشمای گرد و لبخند )
نامی:به جاش پاچه اعضای عمارت و بگیر
ات:زر زر زیادی بکنن تک تکشونو قورت میدم(یهو جدی شد)
نامی : بیاید بشینید باید حرف بزنیم
کوک:...
ات:...
نامی: کوک این گردنبد و بنداز گردن ات
کوک:...
نامی:جی‌پی‌اس این به مانیتور های همه جا وصله مقر،عمارت،گوشی من،تو، افراد هرجا بره نشون میده
ات:قضیه رو خیلی بزرگش کردید
کوک:هیش!(عصبی.جدی)
نامی:ضد ابه و...کلا خراب نگیشه مگر اینکه از گردنت در بیارن.
نامی:ات افراد ما ۲۴ ساعته همه جا هستن هرچند خودت همه اونارو حریفی ولی نمیشه ریسک کرد
نامی:کوچیک ترین مورد مشکوکی دیدی بهمون گزارش میدی زره ای شک نمیکنی ما ام اونجا نفوذی پیدا کردیم
دیدگاه ها (۵)

#playmate p⁷⁸نامی :کوک تو همزمان با ات از عمارت میزنی بیرون ...

#playmate p⁷⁹یوجین:ات زده به سرت؟نابی:باز این سیم میماش قاطی...

#playmate p⁷⁶کوک:زود برمیگردی قول میدمات:فکر میکنی ترسیدم؟(پ...

#playmate p⁷⁵□راوی:کوک توی شهر پرسه میزد به ادمایی که توی جا...

عشق پنهان من

part 10عشق پنهان اشکام خود به خود میریختن دلم میلرزید رفتم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط