{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود

قرار بود
این جاده خاکی،
مرا به آبادیِ رویاهایم برساند..
به چند خانه ی کاهگلیِ ساده،
به چشمه ی زیرِ درختِ چنار..
به مردمی صاف و ساده..
به پاییزی به رنگِ زردِ روشن..!
اینجا سرزمینِ سرد و یخ زده ی واژه هاست..!
شهرِ حقیقت های تلخ..
نمی دانم!
شاید هنوز کمی از راه
مانده است..
شاید..!!
دیدگاه ها (۷)

در"قطار زندگی" مواظب خودت باش!روزگار"ریزعلی ها"گذشته است ..آ...

شبتون پر از آرامش

خدایا !دلم میخواهد ،دفتر مشقم را باز کنم ، و دوباره تمرین کن...

nice

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

"Silent Voice"پارت ¹¹توی راه خاکی که صاف شده بود قدم می‌زدند...

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۱: حقیقتِ زیرِ سطحِ آبجونگ‌کوک ب...

dark life = 38

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

قرار بوداین جاده خاکیمرا به آبادی رویاهایم برساندبه چند خانه...

قرار بوداین جاده خاکیمرا به آبادی رویاهایم برساندبه چند خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط