{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ـ گـریه میـکنی؟!

ـ گـریه میـکنی؟!
ـ منـ کِه گِریِه نِمیکُنَمــ
[ـفِِـکر کُنَم چیزی میرِه تویِ چِشمَمـ]
ـ چــی؟!
ـ یـِ ‍چیـزی مـِثلِه یـِه‍ خـاطِـرِهــ [:)]
دیدگاه ها (۱)

#وـآو#مـ‌آی #گـ‌آد❤ســوعـ گـوـ‌د *__*

-___-yep :|shiiit

- دوس داشتَنِ عَنه؟+ خو دارَم دیگه!- مالِ فیلماس اینا، بیخیا...

مهمونی پارت ۴۲

✈️ چند روز بیشترپارت ۳ لیا با گریه گفت:ـ من نمی‌خوام برم.نام...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت دو 𓆪 🖤🥀ات چند لحظه ساکت به جیمین خی...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت دوازدهم 𓆪ات چند لحظه به جیمین خیره مان...

پارت یازدهم صبح ویو یونگی : با صدای گریه فخ فخ از خواب بیدار...

مهمونی پارت ۶۰

دلار و طلاتو نگه میداری. میبینی اونا توی کمدن ولی عمر و زندگ...

برادر ناتنی

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط