{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور گردنش شال پیچیدند و سرش کلاه گذاشتند و رفتند

دور گردنش شال پیچیدند و سرش کلاه گذاشتند و رفتند
کسی نفهمید همین محبت ها آدم برفی را آب کرد
دیدگاه ها (۳۷)

عاشقی آواره امدر غربته چشمانه توگریه پنهان کرده اماز حرمته چ...

یک روز غـــمفـــــال مرا می فهمیاین سایـــه یدنبال مرا می فه...

‎کمپین باز بودن درب مساجد‎شاید تا صبح زنده نباشم مسجد خا...

میدونی،یونانی ها آگهی ترحیم نمی نویسن. فقط یک سوال هست که بع...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

جنگل نفرین شده پارت ۵

رمان تهیونگ

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

پارت ۱۹۵

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط