{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ تو که رفتی دل من تاب نیاورد و شکست

‍ ‍ تو که رفتی دل من تاب نیاورد و شکست
کمرم خم شد و از فرط غم و درد شکست

تو که رفتی همه بر زخم دلم نیش زدند
قامت سرو دلم مثل گل زرد شکست در هوایت همه ی پر زدنم شوق تو بود
بی تو بال و پر دل در قفس سرد شکست

بعد تو دست کسی را تن من لمس نکرد
همه شب اشک شدم ، بغض دل مرد شکست

شب تنهایی من ماند پس ازخنده ی صبح
در سکوت سحری عاشق شبگرد شکست
گم شدی بین نگاهم دم دلتنگ غروب
در ردیف غزلم واژه ی برگرد شکستا
❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣ ❤ ❣
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

?𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۷ (پایانی): طلوعی در تاریکینفس تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط