(((( عشق ممنوعه ))))
(((( عشق ممنوعه ))))
پارت دوازده
بعد کلی خوردن
پرهام : لعنتی واقعا عاشقش شدم
امیر : منم دیگ حس میکنم اون آدم قبلی نیستم پریا باعث شده عوض بشم
پرهام : هوم این خیلی خوبه نکنه اون منو نخواد نکنه دوسم نداره
امیر : بیخیال اون عاشقته
پرهام : کاشکی همینطوری باشه
پریا : شادی بدو دیگه بابام زنگ زد گفت باید ب موقع برسیم اونجا کسیایی ک میان افراد مهمین بدو
شادی : باشه بابا اومدم بریم
بعد چند مین رسیدیم رفتیم تو شرکت
بابای پریا : خوبه اومدین ب موقع همه چی هم اوکیه حواستون باشه ها اگ خطایی ببینن
پریا : ممیدونیم بابا اگ خطایی ببینن شرکتمون ورشکست میشه میدونیم حواسمو هس
شادی: شما نگران نباشین همه چی درست پیش میره
بابای پریا : رفتیم تو اتاق جلسه اونا اونجا بودن شرمنده منتظرتون گذاشتیم دخترام کار براشون پیش اومده بود
شادی و پریا همزمان : خیلی عذر میخوایم ک منتظر موندین
بابای پرهام : هیچ ایرادی نداره مشکلی نیست دخترا
بابای امیر : پیش میاد خب بریم شر اصل مطلب
بعد چند مین
بابای پریا : خیلی خوشحالم و توی این پرونده با شما شریکم آقایون
بابای امیر : ما هم همینطور البته دختران شمان ک خیلی با استعدادن
شادی: خیلی ممنون
پریا لطف دارین
بابای پرهام : پسرای ماعم سر ب هوان خیلی دیر اومدن اما برای صحبت و دادن سه سری کارا میان اینجا پیشتون
بابای پریا : مشکلی نیست
و رفتن
پریا : ایول بابا دیدی گفتم چیزی نمیشه نگران نباش
بابای پریا : خداروشکر خوب پیش رفت اما بقیش
شادی : بقیشو بسپارین ب ما
امیر : پرهام بلند شو دیگ باید بریم پرونده و یه سری کارا رو کنیم یادت رفته بابا ها چیگفتن
پرهام : هوف باشه
پارت دوازده
بعد کلی خوردن
پرهام : لعنتی واقعا عاشقش شدم
امیر : منم دیگ حس میکنم اون آدم قبلی نیستم پریا باعث شده عوض بشم
پرهام : هوم این خیلی خوبه نکنه اون منو نخواد نکنه دوسم نداره
امیر : بیخیال اون عاشقته
پرهام : کاشکی همینطوری باشه
پریا : شادی بدو دیگه بابام زنگ زد گفت باید ب موقع برسیم اونجا کسیایی ک میان افراد مهمین بدو
شادی : باشه بابا اومدم بریم
بعد چند مین رسیدیم رفتیم تو شرکت
بابای پریا : خوبه اومدین ب موقع همه چی هم اوکیه حواستون باشه ها اگ خطایی ببینن
پریا : ممیدونیم بابا اگ خطایی ببینن شرکتمون ورشکست میشه میدونیم حواسمو هس
شادی: شما نگران نباشین همه چی درست پیش میره
بابای پریا : رفتیم تو اتاق جلسه اونا اونجا بودن شرمنده منتظرتون گذاشتیم دخترام کار براشون پیش اومده بود
شادی و پریا همزمان : خیلی عذر میخوایم ک منتظر موندین
بابای پرهام : هیچ ایرادی نداره مشکلی نیست دخترا
بابای امیر : پیش میاد خب بریم شر اصل مطلب
بعد چند مین
بابای پریا : خیلی خوشحالم و توی این پرونده با شما شریکم آقایون
بابای امیر : ما هم همینطور البته دختران شمان ک خیلی با استعدادن
شادی: خیلی ممنون
پریا لطف دارین
بابای پرهام : پسرای ماعم سر ب هوان خیلی دیر اومدن اما برای صحبت و دادن سه سری کارا میان اینجا پیشتون
بابای پریا : مشکلی نیست
و رفتن
پریا : ایول بابا دیدی گفتم چیزی نمیشه نگران نباش
بابای پریا : خداروشکر خوب پیش رفت اما بقیش
شادی : بقیشو بسپارین ب ما
امیر : پرهام بلند شو دیگ باید بریم پرونده و یه سری کارا رو کنیم یادت رفته بابا ها چیگفتن
پرهام : هوف باشه
- ۱۴.۵k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط