وقتی هیچ صدایی نیست
وقتی هیچ صدایی نیست
وقتی هیچ روزنه ای نیست
حجم ثانیه ها قابل لمس است
گویی...
فردا آخر دنیاست،گویی این شب سیاه سرانجامی ندارد!
صدای سکوت اتاق را پر کرده است،صدای سوت ممتدی که به شیارهای مغزم نفوذ کرده و رشته ی افکارم را بهم ریخته ...
هرگاه این رشته ها باهم برخورد میکنند آشوب عظیمی درونم را فرا میگیرد و تنها به نفسی عمیق ختم میشود و آهی بلند
مرگی خفیف
با خیره شدن به یک نقطه... و قاتل این جنایت چند خاطره کوتاست !
کاش هیچکس اینقدر تنها نباشد که صدای #سکوت را بشنود ...
وقتی هیچ روزنه ای نیست
حجم ثانیه ها قابل لمس است
گویی...
فردا آخر دنیاست،گویی این شب سیاه سرانجامی ندارد!
صدای سکوت اتاق را پر کرده است،صدای سوت ممتدی که به شیارهای مغزم نفوذ کرده و رشته ی افکارم را بهم ریخته ...
هرگاه این رشته ها باهم برخورد میکنند آشوب عظیمی درونم را فرا میگیرد و تنها به نفسی عمیق ختم میشود و آهی بلند
مرگی خفیف
با خیره شدن به یک نقطه... و قاتل این جنایت چند خاطره کوتاست !
کاش هیچکس اینقدر تنها نباشد که صدای #سکوت را بشنود ...
- ۱.۳k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط