حتمــــــا اینو بخونین قشنگه
حتمــــــا اینو بخونین قشنگه
ماجرایی کاملا واقعی
پسری به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:
امروز وقت داری بیای خونمون
دختر:مامانم نمیزاره باچه بهونه ای بیام
پسر:بگو میخوام برم استخر
........چند روز بعد
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره:تو که اومدی استخر مثلا موهات باید خیس باش برو حموم موهاتو خیس کن
وقتی دختره میره حموم پسره زنگ میزنه به دوستاش
پسره ودوستاش یکـی یکی..........
این آخری که رفت حموم نه یه ساعت نه دو ساعت موند تو حموم........
دیدن این دیر کرد.....
رفتن حموم دیدن دختره وپسره رگ دستشونو باهم زدن و گوشه حموم افتادن وروی دیوار حموم پسره نوشته بود" نـــــــامردااااا خواهـــرم بود"
ماجرایی کاملا واقعی
پسری به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:
امروز وقت داری بیای خونمون
دختر:مامانم نمیزاره باچه بهونه ای بیام
پسر:بگو میخوام برم استخر
........چند روز بعد
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره:تو که اومدی استخر مثلا موهات باید خیس باش برو حموم موهاتو خیس کن
وقتی دختره میره حموم پسره زنگ میزنه به دوستاش
پسره ودوستاش یکـی یکی..........
این آخری که رفت حموم نه یه ساعت نه دو ساعت موند تو حموم........
دیدن این دیر کرد.....
رفتن حموم دیدن دختره وپسره رگ دستشونو باهم زدن و گوشه حموم افتادن وروی دیوار حموم پسره نوشته بود" نـــــــامردااااا خواهـــرم بود"
- ۷.۱k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط