{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانـه شدم تا کـه نظر سوی تو کردم

دیوانـه شدم تا کـه نظر سوی تو کردم
من هستی خود نذر دو ابروی تو کردم
عاشق شدم و سخت گرفتار تـو گشتم
افسون شدم خنده به جادوی تو کردم
زلفت چو بدیدم که به باد است پریشان
من شانه شدم شانه به گیسوی تو کردم
تـا بـوسـه نشاندم بـه کنـار لب لعلت
مست ازتو شدم خانه به پهلوی تو کردم
جزقدرت عشقت دگرم نیست خدایی
کافر شده ام تکیه به نیروی تــو کردم
یک لحظه گذارم بـه سر کوی تو افتاد
آواره دلـم را بـه سـر کـوی تـو کـردم
من عطـر تنت را به دو عالـم نفـروشم
عادت به خدا بر تن شب بوی تو کردم..
دیدگاه ها (۷)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی تو ...

‌ دیوانه شدم تا که نظر سوی تو کردممن هستی خود نذر دو ابروی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط