{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من، روز خویش را

من، روز خویش را
با آفتاب روی تو ،
کز مشرقِ خیال دمیده‌ست
آغاز میکنم ..
‌
من با تو می‌نویسم
و می‌خوانم
من با تو راه می‌روم
و حرف می‌زنم

وز شوقِ این محال ؛
_که دستم به دست توست_

من،
جای راه رفتن،
پرواز می‌کنم !
دیدگاه ها (۱۷)

بوی توبوی دست های خداستکه گل هایش را کاشته،به خانه خود می رو...

.

عـشقم قــــــســـــــــم به نامت...آنقدر عاشقانه هایم را روی...

.

‏من...روز خویش را..با آفتابِ رویِ توکز مشرقِ خیال دمیده است ...

💖🎋... گاهی میانِ خلوتِ جمع،یا در انزوای خویش،موسیقیِ نگاهِ ت...

my snow❄️#my_snowPT29ویو کوک:به هکرم پیام دادم(عکسشو گذاشتم ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

رمان عشق ممنوع

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط