{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دوست چینی داشتم !

یه دوست چینی داشتم !
مریض شده بود
براى عیادتش رفتم بیمارستان
کنار تختش وایساده بودم..
که دیدم سعی میکنه یه چیزی بهم بگه..
گوشمو بردم نزدیکش بهم گفت : چینگ چونگ چَن چووون…
و بعدش مرد…!!!
براى ترجمه این جمله رفتم چین…
اونجا از یه نفر معنیش رو پرسیدم
اون مرد بهم گفت :
معنیش میشه:
پاتو از رو شیلنگ اکسیژن وردار کصافطططط.. !
دیدگاه ها (۳)

ﭘﺴﺮ ﻩ ﺍﺯ ﻣﻬﺪ ﮐﻮﺩﮎ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﻴﮕﻪ :ﺷﻌﺮﺑﺮﺍﺕ ﺑﺨﻮﻧﻢ؟ﻣﻴﮕﻢ : ﺑﺨﻮﻥ ﻋﺰﻳﺰ...

شب اول قبر واسه دخترها:ملائكه با چهره هاي خشمگين: پروردگارت ...

از دوستان کی آیفون داره ؟میخوام بدونم چطوری باهاش میاین اینت...

ديروز تو تاکسی دو تا دختر همديگرو ديدن شروع كردن احوال پرسى،...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

رمان

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

I can be myself with himPart⁹²+ببخشید دختر کوچولوم..خیلی عصب...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

My_idol

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط