گاهی آنقدر دلم میگیردکـه میتوانم برای تمام لطیفه هاگریه
گاهی آنقدر دلم میگیردکـه میتوانم برای تمام لطیفه هاگریه کنم!به آشپزخانه بروم و روی صورت ساده لوح مادرم دست بـکشم وبگویم که حال من خوب است!سیگارم را از پنجره روی سر کسانی پرت کنم
که روزی تورادر میانشان گم کردم !گاهی آنقدر دلم میگیرد
که عاشق مردی میشوم آنسوی شهرکه جای بوسه ام روی لبهایش سرخ مانده است . . !
گـاهی آنقدر دلم میگیرد
که حتی میتوانم عاشق تو باشم!با همین زن بودنم آنقدر مردانه عاشقت باشم که از میان تمام مردهای مغرور جهان
عبور کنم و باز هم تو را به یاد آورم..گاهی نه...
بدون تو همیشه دلم میگیرد..ووسط خنده های از ته دل بلندگریه میکنم.....
که روزی تورادر میانشان گم کردم !گاهی آنقدر دلم میگیرد
که عاشق مردی میشوم آنسوی شهرکه جای بوسه ام روی لبهایش سرخ مانده است . . !
گـاهی آنقدر دلم میگیرد
که حتی میتوانم عاشق تو باشم!با همین زن بودنم آنقدر مردانه عاشقت باشم که از میان تمام مردهای مغرور جهان
عبور کنم و باز هم تو را به یاد آورم..گاهی نه...
بدون تو همیشه دلم میگیرد..ووسط خنده های از ته دل بلندگریه میکنم.....
- ۲.۰k
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط