{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقاص عشق / فصل ۲ / part ۹۹

تقاص عشق / فصل ۲ / part ۹۹


جیمین وارده سالن شد مادر و پدرش را دید که رویه مبل نشستن نگاهش افتاد به اونجی که با نگرانی همانجا نشسته بود جیمین پالتو اش را کشید و سمته مبل رفت و کناره اونجی نشست جانگ هی هم آمد اون طرف اونجی نشست
پ/ج: حالا که همه اینجا هستن میخوام تصمیمی که گرفتم رو به همه بگم
جیمین: امیدوارم به نفع همه باشه
پ/ج: اونجی باید با مین یونگی ازدواج کنه
جیمین دست اش رو مشت کرد و با عصبانیت گفت
جیمین : پدر شما چطور میتونید همچین چیزی بگید
پ/ج: اونجی حاملست پس باید با اون ازدواج کنه
م/ج: آره حق با پدرته
جانگ هی: هیونگ پدر و مادر راست میگن
جیمین روبه اونجی کرد و گفت
جیمین : نظر هیچکس بجز تو مهم نیست تو دلت میخواد باهاش ازدواج کنی یا نه
اونجی سر اش رو پایین انداخت و با خیلی آرامی که فقط جیمین بشنوه گفت
اونجی: من هنوز عاشقشم
جیمین که نمی‌تونست کاری بکنه نفسه کلافه ای کشید و گفت
جیمین : باشه پس منم باید با ات ازدواج منم اون حاملست
هم از این حرف جیمین شوکه شدن جانگ هی سریع گفت
جانگ هی : من به هیچ وجه اون دختره رو به عنوان زن داداشم قبول نمیکنم
م/ت : چی داری میگی پسرم
پ/ج: حق با جیمینه اگه جیمین باهاش ازدواج نکنه ابرو ما میره یه هفته بعد این موضوع رو با خانواده مین درمیون میزاریم الان که نمیشه اوضاع خرابه
جیمین : فکره خوبیه
جیمین بعد از این حرف اش بلند شد و رفت اونجی هم از رویه مبل بلند شد و رفت سمته اتاق اش
جانگ هی : یه سوال الان که هیونگ دینا رو بخاطر انتقامش آورده بود دیگه انتقامی در کار نیست و اون دیگه باید بره مگه نه مادر
م/ج: درسته دیگه نیازی نیست اینجا بمونه
پدر جیمین درحال بلند شدن گفت
پ/ج: قبلش از جیمین بپرسید
پدر جیمین رفت جانگ هی هم سریع روبه مادرش کرد
جانگ هی : مادر بیا همین فردا اون رو بفرستیم
م/ت: باشه حالا بزار فردا بشه
جیمین وارده اتاق دینا شد با چهره فرق در خواب دینا مواجه شد خیلی آرام رفت سمت اش و بوسه ای را رویه موهایش گذاشت با خودش آرام زمزمه کرد
جیمین : دارم برای دفعه دوم بابا میشم دخترم من یه دفعه بابا شدم بابای تو
دوباره رویه پیشانیش رو بوسید پتو را روش کشید و از اتاق خارج شد به اتاق خودش رفت و با همان لباس اش رویه تخت دراز کشید ساعدشو رویه چشم هایش گذاشت و از خسته گی زیاد به خواب رفت ..
دیدگاه ها (۰)

تقاص عشق / فصل ۲ / part 100جیمین صبح زود به شرکت رفته بود دی...

تقاص عشق /فصل ۲ / part ۱۰۱هوا تاریک شده بود جیمین به عمارت ب...

فصل ۲ / تقاص عشق / part ۹۸جیمین نفسه کلافه اش کشید و قبل از ...

فصل ۲ / تقاص عشق/ part ۹۷جیمین با عجله اومد سمته پذیرش بیمار...

You are paying back karma پارت¹³²¹:³⁰زنگ در به صدا دراومد، آ...

You are paying back karma پارت¹²⁰¹:⁰⁰بلخره روز موعود فرا رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط