رمان شراب عشق
رمان شراب عشق
چقدر من خام و بی تجربه بودم. دوسال پیش با وعده واید های هستی
گول خوردم و از دیانا جداشدم. هیچوقت فکر نمیکردم که هستی عاشقم
کنه. ولی گولم بزنه. اون سال تموم دلار هام رو گرفت. منم که توی دریای
عاشقی غرق شده بودم. فکر نمیکردم که کلاه بزاره. سرم. انقدر خوب گولم
زده بود که فکر میکردو عشقم به دیانا هوس هست. و عشقم به هستی
یک عشق موندگار. ولی... هیچوقت هم فکر نمیکردم که دیانا ازدواج کنه
ولی از دوستام که توی ایران بودن شنیده بودم که دیانا خیلی سختی
کشیده بعد من حتی یه مدت برای دوری من افسرده شده بوده ولی اگه
برگردی عقب هیچ وقتی دیانا رو ترک نمیکنم چون ترک کردن این دختر
بی عیب و نقص و زیبا و جذاب احمقانه است ولی من احمق گول اون هستی
عو. ضی رو خوردم و دیانا رو ترک کردم. و امیرهم این دختر جواهر رو شکار کرد
نه اینکه از مرگ امیر خوشحال باشم نه. ولی خب این میتونه یک فرصت دوباره
به من بده تا بتونم بهت یانا رو برای دومین بار به دست بیارم فکر میکنم که
دیانا هم هنوز اونقدر ازم متنفر نشده که پیشنهاد ازدواج دوباره منو رد کنه اما
باید بزارم که سه چهار ماهی از مرگ امیر بگذره و دیانا کم کم امیر رو یادش بره
باید توی این مدت به دیانا نزدیکتر بشم تا بفهمه که من چقدر تغییر کردم و از
ترک کردن اون پشیمونم انقدر غرق افکارم بودم که نفهمیدم کی خوابم برد
چقدر من خام و بی تجربه بودم. دوسال پیش با وعده واید های هستی
گول خوردم و از دیانا جداشدم. هیچوقت فکر نمیکردم که هستی عاشقم
کنه. ولی گولم بزنه. اون سال تموم دلار هام رو گرفت. منم که توی دریای
عاشقی غرق شده بودم. فکر نمیکردم که کلاه بزاره. سرم. انقدر خوب گولم
زده بود که فکر میکردو عشقم به دیانا هوس هست. و عشقم به هستی
یک عشق موندگار. ولی... هیچوقت هم فکر نمیکردم که دیانا ازدواج کنه
ولی از دوستام که توی ایران بودن شنیده بودم که دیانا خیلی سختی
کشیده بعد من حتی یه مدت برای دوری من افسرده شده بوده ولی اگه
برگردی عقب هیچ وقتی دیانا رو ترک نمیکنم چون ترک کردن این دختر
بی عیب و نقص و زیبا و جذاب احمقانه است ولی من احمق گول اون هستی
عو. ضی رو خوردم و دیانا رو ترک کردم. و امیرهم این دختر جواهر رو شکار کرد
نه اینکه از مرگ امیر خوشحال باشم نه. ولی خب این میتونه یک فرصت دوباره
به من بده تا بتونم بهت یانا رو برای دومین بار به دست بیارم فکر میکنم که
دیانا هم هنوز اونقدر ازم متنفر نشده که پیشنهاد ازدواج دوباره منو رد کنه اما
باید بزارم که سه چهار ماهی از مرگ امیر بگذره و دیانا کم کم امیر رو یادش بره
باید توی این مدت به دیانا نزدیکتر بشم تا بفهمه که من چقدر تغییر کردم و از
ترک کردن اون پشیمونم انقدر غرق افکارم بودم که نفهمیدم کی خوابم برد
- ۳.۹k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط