{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شراب عشق

رمان شراب عشق


_هه! دیشب بغلت کردم.

+اون فرق میکرد.

_آخه من که همه چیت رو هم دیدم هم چشیدم....

+اوموقع من با تو ازواج کرده بودم نه الان که......

یهو حرفش توی دهنش خشک شد چشاش پر از اشک شد لبخندش خشک شد

با زور بلند شدم و کنارش نشستم.

_ا.. ا... می.. ر...

+دیانا قبول کن اون دیگه پیشت نیست.

_ارسلانننن. اما.. اما....

و زد زیر گریه بغلش کردم و سرش رو روی سینم گذاشتم.

+هیشششششش. آروم باش

_ارسلان من بدون اون چیکار کنم؟(باگریه)

+من هستم دیانا. همیشه قثل میدم بهت.

۱سال بعد:
دیدگاه ها (۲)

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

رمان شراب عشق بهش گفتم: +اون عوضی باهات چیکار کرد؟ _ارسلانن...

رمان شراب عشق که امیر توی اتاقش نبود. هرچی صداش کردم جوابی ن...

به تعداد اشک هایمان میخندی.ارسلان.وقتی بهوش اومدم چون کامران...

به تعداد اشک هایمان میخندیم ارسلان (من)رفتن بلدی؟لبخندی زد و...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

رمان مرز عشق🫀 پارت۵که یهو دیدم مهگل درو باز مرد و اومد تو وا...

دلبر کوچولو#PART_126🎀•_من از همون اول متوجه شدم داره دروغ می...

#زیباترین_عشق#پارت_5۲دیانا _رفتیم داخل اتاق نیکا از من جنگول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط