{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چطــ~ـــور فرامــــــ~ــــوشت کنــم

چطــ~ـــور فرامــــــ~ــــوشت کنــم
وقــــــــــ~ـــــــــــــــتی
نامـــ~ـت رویــــ صفـــــحـــــ~ـــه ام
و
تاریــ~ــخ تولـ~ــدت رمـــزم اســــ~ـــت
؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

چشمانتآرامـش را به حـساب زنـدگی ام واریــز می کندچشمانتباعث ...

مهم نیست دور باشی یا که نزدیک از روبه رو بیایی یا که رو...

بیدار شو به دنیا سلام کن ...نفسی عمیق بڪش...هوا مال ماست ......

بین کلمه های ما،بین قضاوت ما،بین برداشت ما. انگار یادمان ندا...

پارت: پنجرمان: رویای منکاترین: بچه ها دیدینش؟ جنیلا: آره من ...

پارت: دورمان: رویای منا/ت: اتفاق عجیبی افتاد یعنی اتفاقی که ...

دختر تنها {2}

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

رمان : آیدل من پارت :«6»^پرش زمانی به دو ماه بعد ^ویو «ا/ت»د...

نام: قرارداد نفرتPart:³⁵صبح، ا/ت روی مبل نشسته بود و با گوشی...

نام: قرارداد نفرتPart:57صبح روز بعد...ا/ت توی سالن نشسته بود...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

نام: قرارداد نفرتPart:³¹بعد از ناهار، همه هنوز توی سالن نشست...

پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط