. حکایت رفاقت من و تو ...
. حکایت رفاقت من و تو ...
حکایت قهوه ایست ...
که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم!...
که با هر جرعه بسیار اندیشیدم ...
که این طعم را دوست دارم یا نه؟
وآنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن ...
که انتظار تمام شدنش را نداشتم!
و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه میخواهم ...
حتی تلخ تلخ !!
حکایت قهوه ایست ...
که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم!...
که با هر جرعه بسیار اندیشیدم ...
که این طعم را دوست دارم یا نه؟
وآنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن ...
که انتظار تمام شدنش را نداشتم!
و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه میخواهم ...
حتی تلخ تلخ !!
- ۱.۱k
- ۲۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط