{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم تو مزرعه گوجمون قدم میزدم

داشتم تو مزرعه گوجمون قدم میزدم
یه دفه مامانم با یه پراید اومد دیدم واااااااو !
چند تا هم سنگک گرفته ....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خوب حالا حسابی فهمیدید ما پول داریم یا بازم توضیح بدم؟؟؟ :)))

^_^
دیدگاه ها (۶)

اﻧﺴــﺎﻧﻬﺎﻯ ﺑــﺰﺭﮒ، ﺩﻭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻧـــﺪ! ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻰ ﮐﺸـــﺪ ﻭ ﭘ...

(( خداوندا )) سر تا پایم را خلاصه کنند، می شوم "مشت...

بيچاره خسته است...

دو قدم مانده که پاییز به یغما بروداین همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ...

حق سر من زیاد اومده . تو کربلا هیئت حسین ستوده دمپایی

‏🦊[۲۰:۲۶ ~ ۲۰:۲۹ به وقت کره]بنگ های ㅎㅎㅎبازم یه اتفاق خوب برا...

طلسم چشای بانمکت/*پارت نمیدونم چند*/فصل۲

Enemys Embrsce [ part ۲۲ ]

رمان

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

رمان

بهت خیانت کرد(به عنوان بوی فرند)ویو ا.تیه هفته اس که نامی رف...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط