ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
جئون[پدر کوک]:ببین کی اینجاست(پوزخند)
جانگ[پدر ا.ت]:برای دعوا نیومدم جئون
جئون:خودمم حوصله دعوا ندارم بگو چی میخوای
جانگ:اومدم پیشنهاد اتش بس بدم
جئون:(یکم مکث کرد) باشه ولی فکر نکنم با اتش بس رابطه خانوادگی جئون و جانگ خوب بشن
جانگ:چرا همچین حرفی میزنی ،ایده ای داری؟
جئون:اره دارم ،وصلت تنها چیزیه که این دو خاندان‌ بهم نزدیک میکنه
جانگ:ولی من پسری ندارم
جئون:دختر که داری
جانگ:خیلی خب بقیه حرف ها باشه واسه بعد باید خبرو به دخترم بدم
جئون:بسلامت
حمایتتتتتت
دیدگاه ها (۶)

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

پارت هشتم جئون ۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیر...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:10~:عزیزم من فقط صلاح تورو می‌خوام ولی حواست باشه...

رمان. جونگکوک

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت ۳ زندگی سخت است اما اسان میشود....ویو آشا : دیدم و بعد ...

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط