{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بار که تلفن همراه دوست عاشق و « تازه متاهل شده » مان ز

هر بار که تلفن همراه دوست عاشق و « تازه متاهل شده » مان زنگ می زد،

همه دستش می انداختیم و شوخی می کردیم. هم خودش می خندید و هم ما می خندیدیم.

یک سال بعد، هر وقت تلفن همراهش زنگ می زد، از ما جدا می شد و در گوشه ای خلوت، طوری حرف می زد که نمی فهمیدیم پشت خط خانم است یا آقا!

یک روز که تلفن همراهش را روی میز گذاشته بود و برای برداشتن کیف جامانده، از توی ماشینش بیرون رفت، تلفنش زنگ زد.

یکی از دوستان، اسم روی نمایشگر را خواند و نیشخندی زد و گوشی را برایش برد.

بعدها که به شوخی، ماجرای ارتباط نزدیکش را با خانم پشت خط پرسیدیم، خیلی راحت گفت:

- دوستمه!

مرد خندان، از همان روز به بعد، ارتباطش را با دوستمان قطع کرد و می گوید:

- کسی که نمی تونه به تعهد قلبی خودش وفادار بمونه، چطور می خواهد دوستیش رو حفظ کنه؟!... سنش هم از تذکر گذشته.

... البته به دوست فضولمان هم به خاطر خواندن اسم روی نمایشگر، حسابی توپید!
دیدگاه ها (۱)

ای خداوند مُثیب!مردم چه در دست دارند، که آدمی دل به پاداششان...

باشگاه حقیقی..

یادش بخیر،پشت دفترای قدیم مدرسه؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه:...

طبقه ۱۲پارت ۳داهی سریعا خودشو به طبقه درست و اتاق نایا میرسو...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁰چند دقیقه بعد، وقتی همه دوباره سر جاشون...

رمان انفجار و امید

داستان عاشقانه جدید

Part2: جیمین دوست نداشت برای صبحونه اینهمه خوراکی روی میز چی...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕²دستخط...دستخط دقیقاً شبیه دستخط خودش بود.روی کاغذ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕صبح روز بعدمانیا زودتر از همیشه بیدار شد...

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط