{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 32

پارت 32
ا/ت : باشه باشه
بعد هم با هم رفتن به همون دیسکو و به قول نامجون کافه
از زبان راوی :
وقتی رسیدن رفتن داخل مثل همیشه اون گارسونه بود که دفعه قبلم بود سلام کردن و رفتن داخل ایندفعه نورای بنفش همه جارو پر کرده بودن
نامجون : اینجا چقدر قشنگ شده
ا/ت: آره خودم گفتم اینطوریش کنن
نامجون : یه سوال
همینطور به سمت میز رفتن و نشستن
ا/ت : بگو
نامجون : اینجا که کسی نمیاد این گارسونا دفعه قبلم اینجان یعنی از صبح تا شب وایمیسن تا شاید تو بیای؟
ا/ت : آره ولی شیفتیه هر شیفت چند نفر جدید میان
نامجون : آها
بعد هم همون گارسون اومد
گارسون : چیزی میل دارید ؟
نامجون گفت : من از همون سودا ها میخوام
ا/ت : برای منم همونو بیار
گارسون : امروز کیک هم درست کردیم اگه میخواید بیارم
نامجون : من میخوام
ا/ت : برای منم بیار
ا/ت بهشون گفت که یه آهنگی چیزی بزارن اونا هم اطاعت کردن
آهنگ شادی بود
نامجون : بهبه چه آهنگی از یه مافیا بر نمیاد اینجور آهنگا گوش بده
ا/ت : چیه میخوای غمگین بزارم اینجا گریه کنی که زنتو ول کردی بعد هم ا/ت شروع کرد به خندیدن بلند میخندید
نامجون : عااا چی میگی اون زن من نیست نخند
ا/ت در حال خندس
نامجون : هی با تو ام
ا/ت : خیلی خب بابا
گارسون سفارشارو اورد و نامجون سودا رو برداشت و همشو بالا کشید
ا/ت متعجب بهش نگاه میکرد
نامجون شروع کرد به خوردن کیک وسط خوردن گفت
نامجون : اما این قبول نیست
ا/ت هم در حال خوردن بود و گفت :
ا/ت : چی قبول نیست
نامجون : هم.. سوداتون خوشمزس... هم کیکاتون اگه .... اینطوری باشه من همش میام اینجا
ا/ت خندید
و دوباره شروع کردن به خوردن وقتی تموم شد نامجون گفت :
نامجون : آی دستت درد نکنه بخدا این چند وقته از دلشوره این عروسی مسخره لب به هیچی نزدم واقعا فکر اینکه قراره با یه شیطان زندگی کنی سخته
ا/ت: بازم میخوای بگم بیارن؟
نامجون : نه بازم میاریم اینجا دیگه مگه نه؟
ا/ت : با کما میل
بعد از چند دقیقه از اونجا خارج شدن سوار موتور شدیم و رفتیم تو راه بودیم که گفتم :
ا/ت : دیگه میخوای کجا برید آقای کیم؟
نامجون : خب راستش میتونیم بریم خونه خانم ا/ت دیگه دیرم شده
ا/ت : عاا آقای کیم دیرشون شده ای وای
ا/ت میخندید
دیدگاه ها (۰)

پارت 33 ا/ت : عاا آقای کیم دیرشون شده ای وای ا/ت میخندید نام...

پارت 34ا/ت ویو بعد از اینکه رسیدم به خونه سریع رفتم سمت اتاق...

پارت 31ا/ت ویوا/ت : میخوای عین این اردکا همش پشت سرم بیای؟ ن...

پارت 30 آره خودمم نامجون ویو خودش بود یعنی چی اینجا چیکار می...

سناریو اینوپی پارت۱

𝒑𝒂𝒓𝒕:5ا/ت: کنسرت تموم شد خواستم برم خونه که اعضا بزور بردنم ...

سناریو واکاسا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط