{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

soled

soled

پارت ۲۳


به کانگ مو هم بگو بره کارش رو بکنه....
ا.ت که با چشمای مظلومش فقط به جیمین نگاه میکردی قطره اشکی از گوشه ی چشمش پایین اومد 😰
ترسیده بود ، نمیدونست چه اتفاقی افتاده ، نمیدونست چه اتفاقی قرارع بیفته ، جیمین....فقط امیدش به جیمین بود💔

ولی جیمین هم کاری از دستش بر نمیومد
جیمین پر از حس خشم ، تنفر ، اضطراب ، غم و افسوس بود نمیتونست ببینه عشقش اینجوری داره جلو چشماش پر پر میشه ، اون به ا.ت قول داده بود🖤قول داده بود که نزاره ی تار مو از سرش کم بشه ولی الان تنها کاری که میتونست بکنه افسوس خوردن بود💔

نتونست اون همه حس بد رو تحمل کنه و از درون منفجر شد و عربده ای سر داد

عربده ای که صداش تا بیرون اون عمارت هم رفت و ا.ت هم شنید و زد زیر گریه ، خیلی میترسید بردنش تو ی اتاق و در رو بستم
ا.ت اینقدر گریه کرد که دیگه اشکی برای ریختن نداشت💔
همینطور که بی حال روی زمین افتاده بود در باز شد و از ترس به خودش لرزید و از زمین پاشد...
کانگ مو : اممم فکر کنم اسمت ا.ت بود ... درسته؟!
ا.ت : (تو هیچی نمیفتی و بای نگاه پر از خشم ، تنفر و غم بهش خیره شده بودی)
کانگ مو : اووو ، ناراحت نباش بیب قرارع خوش بگذره😈
آروم آروم قدماشو به سمتت برمیداشت و تو با هر قدمش بیشتر میترسیدی
همین جوری که نزدیک تر میشد دکمه های لباسش رو باز میکرد و لباسش رو انداخت رو زمین و اینقدر نزدیکتر شد که فاصله تون....فاصله؟!...هه تو بین دیوار و اون گیر کرده بودی😰
از ترس داشتی سکته میکردی و میلرزیدی
دستی روی گودی کمرت کشید که این حرکتش باعث شد بلزری و تو چشمات اشک جمع بشه💔
در یک حرکت تو رو به زیر خودش کشوند و روت خیمه زد
تو با ضربات بی جون دستت سعی میکردی که اون رو به اونور بندازی ولی کار ساز نبود 😖
لباشو نزدیک گردنت کرد که باعث شد از حال بری...😵
دیدگاه ها (۷)

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

...

قفس سفید مخملی

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

stolen

ادامه قبلی

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط