{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادمه بچه بودیم تو گذشته‌های دور

یادمه بچه بودیم تو گذشته‌های دور

اون زمان که قلب ما پر بود از شادی و شور

روزی که تورو دیدم موهات رو بافته بودی

با گل سپید یاس گلوبند ساخته بودی


روزی که تورو دیدم موهات رو بافته بودی

با گل سپید یاس گلوبند ساخته بودی

بعد از اون روز قشنگ از خدا راضی شدم

از دم صبح تا غروب با تو همبازی شدم

چه روزهای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت

تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته‌ها گذشت


چه روزهای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت

تا یه چشم به هم زدیم روز و هفته‌ها گذشت


یادمه روی درخت دو تا دل کنده بودیم

سال بعد از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم

شاید اون دلها دیگه خشکیده رو ساقه‌ها

شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه‌ها


شاید اون دلها دیگه خشکیده رو ساقه‌ها

شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخه‌ها
دیدگاه ها (۲)

رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهددیدم همه را پیش رخت، راکع و سا...

هرکس "تو"یی دارد و در تمام روزمرگی هایش به "تو"یی فکر میکند....

" دوستت دارم " هایت را بگو ...تو اگر نیازِ گفتن نداریمنسخت م...

قارا گیلهگلمیشه م اتاقینا اویادام سنیقارا گیله اویادام سنینه...

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

#چندپارتیموضوع:(وقتی ازش فرار میکنی)تا ابد و یک، دوست دارم!ج...

پارت 1 -----------------------------------------------------...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

~نامجونِ عزیزم،تولدت مبارک. 🤍مرسی که به دنیا اومدی؛مرسی که ی...

خب به مناسبت تولد رئو میخوام ازش یه تک پارتی بزارم.Reo:همیشه...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴یک هفته بعد...یونگی کم...

ستاره دنباله دار پارت:۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط