{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

˙⁠❥⁠˙⁠) معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)

˙⁠❥⁠˙⁠) معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)
(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۳ (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)

جونگکوک بدون حرفی به سمت در سفید رنگ تی که گوشه ای از سالم حضور داشت رفت دخترک مات اطراف را نگاه کرد بلافاصله هرصی زمزمه کرد ٫ لعنتی ... این بود نقشش ٫ کف پاهایش همچنین از کنجکاوی و استرس به زمین برخورد می‌کرد به عقب رفت سپس روی مبل نشست
لبانش را جمع کرد ٫ معلوم نیست چی تو این پاکته ٫ پاکت را به دستش گرفت سپس تیکه پارچه قرمز رنگ ازش افتاد ... دخترک خم شد و از روی زمین برداشت کنجکاو نگاعش کرد و از بند های لباس گرفت کله آن لباس آویزان شد
٫ پس که اینطور باید اینو بپوشم ٫ کلافه نفسی کشید
٫ بریم تو کارش ٫ گوشه بیش را گزید سپس با غرور و افتخار بلند شد به سمت همان در هجوم برد تقه ای با پشت انگشت زد و ریلکس گفت
ات: خوب آقای عقل کل نگفتین چیکار کنم
صدا ضعیف آب و برخوردش بر روی زمین به گوش ات خورد پس داشت دوش می‌گرفت ... صدا بلند جونگکوک به گوشش خورد
جونگکوک: بپوشش میام میگم
ات: ای بابا چه فکر خوبی ... خندید سپس ادامه داد
ات: خودمم می‌دونیم که باید بپوشم ولیـ..
جونگکوک گنگ گفت
جونگکوک: میشه ساکت شی آخه میخواهم دوش بگیرم
دخترک باز هم کلافه پفی کشید سپس شانه هایش را انداخت و عادتی حرف های جونگکوک را با دهن کجی در آورد ٫ اوف پس همین جا بپوشم ؟ نه بابا برک تو سرویس بهداشتی ٫ سمت در پشت اش چرخید بلافاصله وارد سرویس بهداشتی شد لباس خواب را روی اپن گذاشت و لباس خودش را کشید سپس لباس خواست رنگ قرمز را به تنش کرد
چشم اش خورد به آینه ایستاد و دست به کمر شد ... بدن طریق و لاغری داشت برعکس همه دختر ها نه زیاد سینه های بزرگ و رنگ پوست اش به شدت سفید
نرم موهایش را به پشت اش انداخت سپس رژلب قرمز اش را تیره تر .. بدون حرفی از سرویس بهداشتی بیرون آمد چشم اش خورد به جونگکوک با شلوار راحتی و بافت سفید موهای خشک شده اش ... جذاب بود حتی از ویدیو ها و تلویزیون هم خوشتیپ تر ..
دخترک تند به خودش بازگشت سپس گلویش را تازه کرد و نگاه جونگکوک سمتش دوخته شد ...
آرنج اش را روی دیوار گذاشت سپس زل زد به دخترک
جونگکوک: خوبه بهت میاد !
دیدگاه ها (۶)

˙⁠❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۴(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)...

ظهور ازدواج )پارت ۵۵ دستامو تو جیب پالتوم کردم و زدم بیرون. ...

❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۲ (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)و...

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۱ (⁠˙⁠❥⁠...

سناریو جونگکوک

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p5جونگکوک خیلی زود جای خودش رو به سوک‌هی...

𝓹𝓪𝓻𝓽 26نویسنده ویو ات دست تهیونگو ول کرد و دوید بالا آماده ش...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p8باد زوزه میکشید ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁴صدای رودخانه، سکوت میانشان را پر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط