part

:part 4
سوار ماشین شدیم رفتیم خونه

ا ساعت بعد:
رسیدیم خونه به محض پیاده شدن از ماشین پیاده شدم عین روانیا به سمتم حمله کرد و گلوم رو گرفت و فشار داد داشتم خفه میشدم که نامادریم اومد.
ن م.ا/ت: داری چیکار میکنی پسره احمق اگه بلایی سر این دختره نکبت بیوفته آواره میشیم ولش کن
دای: به درک بزار بکشمش.
ن م.ا/ت: ولش کن اگر بمیره به عنوان یکی از معاونان ارباب جئون کلی شایعه درست میکنن برات نفهم بفهم.
که آروم دستاش شل شد گلوم درد میکرد و بزور نفس می کشیدم.
فکر کنم جای دستاش مونده و صورتم کبود شده.
از این دختره میرا(خواهر ناتنی ا/ت) هم خبری نیست حتما دوباره زیر یه پسر دیگه خوابیده باید یه کلمه بالاتر از هرزه و جنده براش بسازم.
.
.
.
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

:part ۵ن م.ا/ت: راستی دای ارباب جئون به گوشیت زنگ زده بود جو...

:part 6ساعت نزدیکای ۳ شب بود که با صدای دستگیره در بیدار شدم...

:part 3یعنی چیکار میخواد باهام بکنه خیلی میترسم از اون جهت ک...

:part 1سلام من ا/ت هستم حتما باهام آشنا شدید من ۲۴ سالمه و ب...

ONLY MINE PART 11ا/ت . با دیدن ون چهره ته دلم لرزید اما ون ا...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط