{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهیونگ ابرو بالا انداخت و سمتش نگاه کرد: مین جی حسودی می‌

تهیونگ ابرو بالا انداخت و سمتش نگاه کرد: مین جی حسودی می‌کنی
مین جی حرصی خندید : من و حسادت .. نه بریم پایین .. ؟
تهیونگ: کار دارم
مین جی : بزار برای بعد بریم زود باش دیگه
تا تهیونگ حرفی را بیان میکرد مین جی محکم بازو اش را اسیر گرفت سپس به دنبال خودش کشاند راهی شد سپس گنگ به اطراف خیره زمزمه کرد. : من خانم این خونه هستم
تهیونگ همراهش قدمی می‌گذاشت همانند آروم گفت : تو داری حسودی می‌کنی ولی نمی‌دونم به چی هانگول ..
مین جی تند لب باز کرد ولی بوق مانندی به گوشش خورد تند گوشی اش را به دست آورد سپس گیچ به صفحه گوشی خیره شد
تهیونگ: کیه ؟
دیدگاه ها (۲)

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

🖤 پارت ۲۰ | «مرحله دوم»آژیر عمارت هنوز روشن بود.لانا و تهیون...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

فاصله یک لبخند تا جنون

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.اما بالاخره نگاهش...

پارت دوم: چیزی که گفته نشدباران کم‌کم آرام‌تر شده بود، اما ه...

معامله33جونگ‌کوک با شیطنت لبخند زد.«شوخی کردم... من نمیام. م...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

Borrowed LifePART3یکی دیگه هم هست؟! 😭تهیونگ چند لحظه به لینا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط