{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهیونگ

۲۲

تهیونگ.
برگشتم بیمارستان دنبال ا.ت گشتم که دیدم توی اتاق خوابش برده پتو رو روش کشیدم و رفتم بیرون تا چیزی برای خوردن بگیرم
ا.ت
با صدای در بیدار شدم لباسا کنارم بود پس تهیونگ برگشته
تهیونگ.بیدار شدی
ا.ت. اهوم....کوک چطوره
تهیونگ.با دکترش حرف زدم گفت رو به بهبودیه
ا.ت.واقعاااا

تهیونگ.اره
ا.ت. بریم پیشش
تهیونگ.مطمعنی
ا.ت.اره
از اتاق بیرون اومدم که صدای سرو صدا میومد دو نفر کنار اتاق کوک بودن اون دو نفر.....مامان و بابا بودن
تهیونگ.می...میگم‌ ...میخوای بر....گردی
ا.ت.نه من میخوام برم پیش برادرم
(مادر ا.ت . کوک رو م.ا میذارم)
م.ا. تو ....تو دختره ی خیره سر همش زیر سر توئه که پسرم اینطور شده
تهیونگ.مراقب حرفاتون باشید
م.ا.گمشو اونور ....اگر بخاطر تو نبود اون الان امریکا پیش ما بود نه پیش هرزه ای مثل تو
ا.ت.مامان
م.ا. منو مامان صدا نکن فکر کردی جایگاهی توی خانوادمون داری تو دختری باعث شرم خانواده ای
ا.ت. اگر باعث شرمتون بودم چرا منو به دنیا اوردین
م.ا. جرعت می‌کنی سرتو بالا بگیری
ا.ت.اره ...اره چرا جرعت نکنم چرا ...چون فقط دخترم مگه دست من بود این عقاید پوچ توئه من دختر تو نیستم دختر اون مردم نیستم اما ...کووووک برادرمه نه به تو ربط داره نه به هیچ کس دیگه فکر میکنی من دلم میخواست اینطور بشه همش تقصیر خودتون بود اگر یکذره توی قلبتون منو جا میدادید الان نه من اینجا بودم نه کوک ....حالا هم برید با چه رویی میخواید کوک و ببینید فکر نمی کنید نمیفهمم تا پای ارث اومد وسط یاد پسرت افتادی توی این دو سال بهش زنگ نزدی ببینی زندست یا مرده حالا که پای شرکتش میونه شده پسرت ....برو از اینجاااا برووووو
تهیونگ.ا.ت اروم باش
عصبانی و ناراحت بود بغلش کردم و نوازشش کردم
ا.ت . خودمو توی بغل تهیونگ جا دادم سرمو روی سینش گزاشتم
ا.ت.تهیونگ
تهیونگ.بله...
ا.ت.منو ترک نکن لطفا
تهیونگ.چرا باید ترکت کنم من ترکت نمیکنم هیچوقت
ا.ت.خیلی دوست دارم
تهیونگ.من خیلی بیشتر
ا.ت.
روی صندلی نشسته بودیم که صدای دستکاه و شنیدیم سریع پشت شیشه رفتم ضربان قلبش پایین بود
دکتر.همگی برید کنار ....
ا.ت.دکتر برادرم
دکتر.براشون دعا کنید یکی از رگ های مهم مغزشون پاره شده
ا.ت. نه...نه لطفا
دکتر.ما هرکاری که بتونیم میکنیم
۱ساعت بعد
تهیونگ.
ا.ت اروم و قرار نداشت اصلا حالش خوب نبود نوک ناخناش از استرس که جویده بود خونی شده بودن....دکتر از اتاق اومد بیرون ....

نظارتتون ....
دیدگاه ها (۰)

۲۳ا.ت.دکتر چیشددکتر. ....ا.ت.برادرم حالش خوبه دیگه مگه نهدکت...

۲۴سه روز بعدتهیونگبعد اونروز ا.ت حالش خیلی بد شد مجبور شدم ک...

۲۱ا.ت.صبحونه خوردیم و میزو جمع کردیم و ظرف هارو شستم تهیونگ....

۲۰زمان حالا.ت.جوابمو بده تو ته ته ای درستهتهیونگ.از کجا...شن...

My vampire

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط