{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهم من بودی، ولی دنیا تو را از من گرفت

سهم من بودی، ولی دنیا تو را از من گرفت
چون زلیخایی که عشقش بوی پیراهن گرفت

در هبوط آدم و حوا مقصر سادگی ست!
ننگ این عصیان اگر چه دامن یک زن گرفت

درد دلهای مرا باید فقط تو بشنوی
خواستم تا بشمرم، دلشوره باریدن گرفت

در نبود شانه هایت، بارها خوردم زمین
هر کسی تا می توانست زهر چشم از من گرفت

ترس کابوس مرا جز من چه می داند کسی؟
حس تلخی تا هنوز، در باورم ماندن گرفت

چشم خیس و حس بد وقتی که شد همخانه ات
آن زمان باید بفهمی آهِ من دامن گرفت

می نویسم از تو و می خوانم و غم می خورم
بر تویی که سهم من بودی، کسی از من گرفت
دیدگاه ها (۱)

دیشب ای بهتر زِ گل! در عالم خوابم شکفتیشاخ نیلوفر شدی، در چش...

وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفتبا من تمام عالم و آدم عزا گ...

به این مجسمه سازی که قلبش از سنگ استبگو تو را بتراشد که من د...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

چند اشاره به کر و کورهای روزگار ...از #دختر #سردار ، #زینب #...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط