{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از مدت ها تو خواب دیدمش!

بعد از مدت ها تو خواب دیدمش!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن...
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم... تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت!!! دستای من تغییر نکرده... این دستای توئه که به دسته اون عادت کرده...
دیدگاه ها (۳)

تو کیستی؟ هان؟ یادم آمد... .. تو همانی که روزی با پاهایت آمد...

ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺎ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ! ﺑﺮﭼﺴﺐ ﻫﺮﺯﮔﯽ ﺑﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﻫ...

مرد چیزی داره بنام غرور! برای همین همه فکر میکنن دلش از سنگه...

ﺩﺧﺘﺮﻱ ﻛﻪ ﺳﺮﺵ ﺑﻪ ﺗﻨﺶ ﻣﻲ ﺍﺭﺯﻩ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﻠﺐ ِ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﻣ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 168♡⁠。⁠)⁩براي ا...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

قسمت ۸(بخش دو)

KIM V

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط