بعد از مدت ها تو خواب دیدمش!
بعد از مدت ها تو خواب دیدمش!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن...
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم... تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت!!! دستای من تغییر نکرده... این دستای توئه که به دسته اون عادت کرده...
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن...
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم... تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت!!! دستای من تغییر نکرده... این دستای توئه که به دسته اون عادت کرده...
- ۱.۱k
- ۰۳ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط