{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای وصف نگاهت،دوباره واژه ندارم

برای وصف نگاهت،دوباره واژه ندارم
چگونه یاد تو باشم،ولی دوباره نبارم

چگونه گم شدنت ،را میان کوچه ببینم؟
و چشم غم زده ام را،به پیچ کوچه نکارم

تو رفته ای که بمانی،میان خاطره هایم
نشسته ام که بسوزم،برای هجرت یارم

چه می کنی تو عزیزم،پس از شکستن قلبم
پس از حراج تمام منی که بی کس و کارم

دوباره از تو نوشتم،دوباره شاخه کشیدی
به روی خاکی قلب و کنار چشم بهارم

ببین چه کرده خیال ترانه های تو با من
دوباره از تو نوشتم،اگر چه واژه ندارم...
دیدگاه ها (۱)

ﻧﺒﯿﻦ ﺑﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﻟﻢ ﭘﯿﺮ استﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﻭ ﺷﮑﺴﺖ ﺍﺯ ﺻ...

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟راستش زور من ِ خسته به ط...

.از قطار چشمهایت جا بمانم حیف نیست؟در مسیری دور و ناپیدا بما...

کانال تازه تاسیس شعر و غزل ، خوشحال میشم جوین شین دوستان خوب...

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹²صبح روز بعد...اولین پرتوهای خورشید...

وارث ماه خاموش

میبخشی پارت ۵

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۳" در آغوش رویای آبی ات " ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط