{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت ³⁶
یونا:چخبر پرنده‌ی ماده ی عاشق
سلین :سلامتی تو چخبر
یونا:هیچی منم از اون پسر ه ی خر جدا شدم
سلین :چراااا پسر خوبی بود که
یونا:بهم خیانت کرد
سلین:چه بد اون یه گرگ داخل لباس گوسفند بود
ولی بهش نمیخورد که آنقدر بد باشه
یونا : بود دیگ
شام خوردی
سلین :نه
یونا:منم نخوردم بیا کیمچی درست کنیم
سلین :باشه
فلش بک به بعد از شام
یونا:شب بخیر
سلین :شب تو هم بخیر
و رفتم خوابیدم
فلش بک به فردا صبح 💫
صبح با صدای تلفنم از خواب بیدار شدم ‌کوک‌ بود
سلین :الو(خواب آلود)
کوک:هنوز خوابیدیی (خنده)
سلین :آره
کوک‌:آها خواستم بگم که ¹⁵دقیقه دیگ سر کلاس باش
سلین :چییی از مدرسه جاموندم
واییییی
کوک:الان من دارم میرم سر کلاس دومین کلاس
سلین: واییی باشه باشه الان میام
به زور آماده شدم‌و‌رفتم
چند مین بعد رسیدم
بدو بدو رفتم و در زدم
سلین :استاد میتونم بیام تو
کوک:بله بفرمایید(خنده )
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ³⁷سلین:ببخشید که دیر اومدم کوک: اشکالی ن...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت³⁸ویو سلین💫⁹ماه از رابطه من و جونکوک میگذ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت³⁵کوک:باش خانوم یدونه بردار بریم سلین :او...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت³⁴تا اینکه کوک گفتبیا بریم رستورانمون رو ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵⁰فلش بک به شب زنگ در خونه اومد رفتم در ر...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴³²⁰ دقیقه بعد جویی:ما اومدیمممم و اومد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط