(بوسه دردناک )
(بوسه دردناک )
پارت ۱۳
جی هوان: بح بح سلام
الکس اخمی کرد و چشم از کامپیوتر از بیرون کشید و تکیه به صندلی اش چشم دوخته به یکی از دکتر های عمومی یا همون نا پدریش جی هوانگ
الکس : باز چی میخواهی
جی هوانگ روی صندلی روبه رو میز نشست و دستش را روی مبل کناریش گذاشت چندین بار بهش زد تا به الکس بگوید تا کنارش بنشیند ولی الکس با چهره گنگ و عصبی زل زد به جی هوانگ
جی هوانگ: خب دوست دختر من تو چه حالیه
گفتن این جمله الکس را بیشتر عصبانی کرد و محکم درستش را روی میز زد
الکس : مرد حسابی میفهمی چیداری میگی
جی هوانگ: خب دوست دخترم نیستی هستی دیگه
نشستن خودش را از مبل گرفت و سمته مبل نرم حرکت کرد الکس بلافاصله از روی صندلی خودش بلند شد و مقابل جی هوانگ ایستاد
الکس : برو بیرون زود تو خونه کافی نیست اینجا هم به این کار های مزخرفت ادامه میدی
جی هوانگ خنده ای سر داد و دست راستش را روی گونه دخترک کشید الکس به شدت عصبی دستش را پس زد تا بلکه این نکبت ازش دور شود
جی هوانگ: وقتی عصبانی میشی خوشگل تر میشی
قدم های سمته دخترک برداشت که باعث عقب رفتن الکس میشد .
الکس به شدت خسته بود از این رفتار های دور و اطراف اش روز و شب از دست جی هوانگ عصبی و ترس درونش بود
بلاخره کیان خود و میز الکس را اسیر گرفت الکس به ترس و لزریدن بدن یا حتی تنگی نفسش مواجه شد تند گفت
الکس : ازم دور شو
جی هوانگ خنده ای سر داد و دستش را روی پهلو نرم و نازک دخترک گذاشت بلافاصله الکس به شدت تنگی نفس شد و بغض بدی گلوشرا گرفت ولی باید جلو این جور مرد ها قوی میماند جی هوانگ به آرامی سمته گوش الکس خم شد و زمزمه کنان گفت
جی هوانگ: بیا اون لباست رو بکش تا گرمت نشه
الکس آروم دستش را سمته خودکاری روی میز برد بلافاصله وقتی جستجو اش اتمام یافت با دست پر روی شکم جی هوانگ گذاشت و با لحن تهدید آمیزی گفت
الکس : صورتت رو عقب ببر زرنگ خان
جی هوانگ نقش اش به شدت شکست خورد و عصبی قدمی از الکس فاصله گرفت ترس ای از الکس داشت چون بار ها و بار ها الکس جی هوانگ را به شدت زخمی کرده بود یا زخمی شدن شکم اش آن هم با تیغ یا گیره مو خودکار یا مداد جی هوانگ را به ترس میانداخت پس قدم های ازش فاصله گرفت
جی هوانگ: این حساب نیست
الکس : تو از حساب به من میگی خودت خیلی حساب بلدی ... گمشو بیرون تا سوراخت نکردم
پارت ۱۳
جی هوان: بح بح سلام
الکس اخمی کرد و چشم از کامپیوتر از بیرون کشید و تکیه به صندلی اش چشم دوخته به یکی از دکتر های عمومی یا همون نا پدریش جی هوانگ
الکس : باز چی میخواهی
جی هوانگ روی صندلی روبه رو میز نشست و دستش را روی مبل کناریش گذاشت چندین بار بهش زد تا به الکس بگوید تا کنارش بنشیند ولی الکس با چهره گنگ و عصبی زل زد به جی هوانگ
جی هوانگ: خب دوست دختر من تو چه حالیه
گفتن این جمله الکس را بیشتر عصبانی کرد و محکم درستش را روی میز زد
الکس : مرد حسابی میفهمی چیداری میگی
جی هوانگ: خب دوست دخترم نیستی هستی دیگه
نشستن خودش را از مبل گرفت و سمته مبل نرم حرکت کرد الکس بلافاصله از روی صندلی خودش بلند شد و مقابل جی هوانگ ایستاد
الکس : برو بیرون زود تو خونه کافی نیست اینجا هم به این کار های مزخرفت ادامه میدی
جی هوانگ خنده ای سر داد و دست راستش را روی گونه دخترک کشید الکس به شدت عصبی دستش را پس زد تا بلکه این نکبت ازش دور شود
جی هوانگ: وقتی عصبانی میشی خوشگل تر میشی
قدم های سمته دخترک برداشت که باعث عقب رفتن الکس میشد .
الکس به شدت خسته بود از این رفتار های دور و اطراف اش روز و شب از دست جی هوانگ عصبی و ترس درونش بود
بلاخره کیان خود و میز الکس را اسیر گرفت الکس به ترس و لزریدن بدن یا حتی تنگی نفسش مواجه شد تند گفت
الکس : ازم دور شو
جی هوانگ خنده ای سر داد و دستش را روی پهلو نرم و نازک دخترک گذاشت بلافاصله الکس به شدت تنگی نفس شد و بغض بدی گلوشرا گرفت ولی باید جلو این جور مرد ها قوی میماند جی هوانگ به آرامی سمته گوش الکس خم شد و زمزمه کنان گفت
جی هوانگ: بیا اون لباست رو بکش تا گرمت نشه
الکس آروم دستش را سمته خودکاری روی میز برد بلافاصله وقتی جستجو اش اتمام یافت با دست پر روی شکم جی هوانگ گذاشت و با لحن تهدید آمیزی گفت
الکس : صورتت رو عقب ببر زرنگ خان
جی هوانگ نقش اش به شدت شکست خورد و عصبی قدمی از الکس فاصله گرفت ترس ای از الکس داشت چون بار ها و بار ها الکس جی هوانگ را به شدت زخمی کرده بود یا زخمی شدن شکم اش آن هم با تیغ یا گیره مو خودکار یا مداد جی هوانگ را به ترس میانداخت پس قدم های ازش فاصله گرفت
جی هوانگ: این حساب نیست
الکس : تو از حساب به من میگی خودت خیلی حساب بلدی ... گمشو بیرون تا سوراخت نکردم
- ۱۶.۸k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط