عشق کلاسیک

عشق کلاسیک 🤎 ✨
p9




کوک: باشه ... ولی من که میدونم
یونگی :هرچی می خوای بگو
ته :راستشو بگو
یونگی : بابا دارم کیگ چیزی نیست
کوک و ته : بگو بگو بگو بگو
یونگی : یه ... کو...چو...لو 🤏
کوک :میدونستم

ا.ت :آیو رو یونگی کراشی؟
آیو : چطور ؟
ا.ت : تو بگو
آیو :نه
ا.ت : راستشو بگو نه رو همه بلدن
آیو : باور کن نه
ا.ت : میگی یا به داداشم بگم
آیو : نهههه
ا.ت :یونگ...
آیو : باشه باشه آروم
ا.ت : دیدی گفتم حالا بگو
آیو : خیلی کم
ا.ت :....
آیو : یه کوچولو
ا.ت :.....
آیو : آره روش کراشم
ا.ت : حالا شد
کوک : نظرت چیه بهش بگیم ؟!
یونگی نه خیر هیچی نمیگین
ته : پس به ا.ت می گیم
کوک : راست میگه ... اااااا.تتتتتت
ا.ت هم از اونور
ا.ت : الان میگم صبر کن آیو
آیو :ا.تتت
ا.ت : کوککککک
کوک : تو چته
ا.ت :خودت چته
کوک :بیا باهم بگیم حرف هامون رو ۱۲۳
کوک . ا.ت : یونگی آیو رو هم کراشننننننن
یونگی به آیو ای که داشت از خجالت آب میشد نگاه میکرد


ادامه دارد ....
دیدگاه ها (۴)

عشق کلاسیک 🤎 ✨ p10کوک ،ا/ت:یونگی و آیو رو هم کراشنننننننیونگ...

عشق کلاسیک p11آیو چون ترسید افتاد روی پاهای یونگیکوک :فاصله ...

عشق کلاسیک 🤎✨ p8ته :امید وارم از مهومونی امشب خوشتون اومده ب...

عشق کلاسیک 🤎✨ p7ا.ت:(معلومه ... به لطف تو)من کسی رو پیدا نکر...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط