نگو دوستت دارم انسان این واژه ترک خورده را باور میکند !
نگو دوستت دارم انسان این واژه ترک خورده را باور میکند !
دست و پای دلش را گم میکند ...
امسان است دیگر ، عاشقی زود باور ، تقصیری ندارد .....
از کاه خیال تو کوهی میسازد بر فراز رویاهایش !
میشود ققنوسی ، خندان بر میخیزد از خاکستر اندوهش
آن وقت تو می روی و اومیماند با روحی زخمی ، از عشقی مجازی !!
تو میروی او میماند با آبله ای از جنس تنهایی بر پیشانی چروک خورده اش تو میشوی شاه قصه و او جذامی ترد شده از افسانه ها
و میمیرد به همین آسانی
نگو دوستت دارم ..... نگو ....!!!
دست و پای دلش را گم میکند ...
امسان است دیگر ، عاشقی زود باور ، تقصیری ندارد .....
از کاه خیال تو کوهی میسازد بر فراز رویاهایش !
میشود ققنوسی ، خندان بر میخیزد از خاکستر اندوهش
آن وقت تو می روی و اومیماند با روحی زخمی ، از عشقی مجازی !!
تو میروی او میماند با آبله ای از جنس تنهایی بر پیشانی چروک خورده اش تو میشوی شاه قصه و او جذامی ترد شده از افسانه ها
و میمیرد به همین آسانی
نگو دوستت دارم ..... نگو ....!!!
- ۱.۳k
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (-۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط