Psychic lover96🖤
Psychic lover96🖤
جونگکوک:دوست دخترم رو سرزنش نکن
شوگا:چی؟هیی اون خواهر منه.
جونگکوک:به سن قانونی که رسیده.میتونه
تصمیم های مهم زندگیش رو خودش بگیره
پس تو کارش دخالت نکن
شوگا:اون خواهرمه چطور اجازه بدم هر غلطی
بخواد بکنه؟(داد)
جونگکوک:چرا انقدر حرف مفت میزنی اون
دیگه بزرگ شده(داد)
شوگا:البته واسه کسی مثل تو که یک هـ..رزه
برای خودت داری طبیعیه…یکی که
بیاد هر هفته دوبار نیازت رو بر طرف کنه.
سونا:چی؟
شوگا:میرا هر هفته دوبار زیر.ش داشت
عرق میکرد اون وقت تو نگران این هـ..رزه بودی!
سونا:جونگکوک…
جونگکوک:سونا…بیین من برات…
سونا:چیو بخوای توضیح بدی؟ها(صدای آروم)
سونا به زمین زل زده بود و صدایی که انگار
بیحال بود حرف میرد
سونا:دنبال یک هـ..رزه ی جدید میگشتی؟
جونگکوک:یا دختر…نوچ میشه بک لحظه
تنهامون بزاری لطفا؟
شوگا:باشه ولی زود میام
بعد از رفت شوگا جونگکوک دست سونا رو
گرفت و دو نفری رو تخت نشستن.
جونگکوک:هی سونا نگام کن
سونا حتی سرش رو هم بالا نمیاورد
جونگکوک:هوفف ببین اون مال اون موقعه ای
بود که تو پیشم بودی حتی یک بار که
مست اومدم خونه بیهوش شدم از خونه ی
میرا برگشته بودم…البته تو ماشین مست کردم.بعدش بعد از اون فقط جیکی با یک
نفر رابطه داشت که بعد کشتش آخرین بار
هم که جیکی فک کنم با دونفر دیگه هم
رابطه داشت.خودت اومدی بودی یکی
رو متوجه شدی
سونا:آدم نمیتونه عادت همیشگیش رو
فراموش کنه.
جونگکوک:یعنی میگی عادتم هرز..گیه؟
سونا:نه…ولی
سونا از جاش بلند شد
جونگکوک هم همینطور.قشنگ میشد
اشک هایی که تو چشمای سونا جمع شده
رو دید.
جونگکوک آروم به سونا نزدیک و آروم تو
بغل گرفتش.
جونگکوک:آدم قبل ازدواج خیلی کارا میکنه…اما بعد ازدواج بیشترش رو از برنامه هاش
حذف میکنه.مثلا اینکه همیشه با دوستاشون برن بار و مست کنن و این جور حرفا.
سونا سرش رو گذاشت رو سینه ی جونگکوک
و اشکاش شروع کرد به ریختن.
شاید این اتفاق براتون افتاده باشه که واسه
اتفاقی که گذشته گریه کنین.یعنی
دلتون برای چند دقیقه پیش خودتون بسوزه
سونا:یعنی قرار نیست که دوباره انجامش بدی
جونگکوک:دوست دخترم رو سرزنش نکن
شوگا:چی؟هیی اون خواهر منه.
جونگکوک:به سن قانونی که رسیده.میتونه
تصمیم های مهم زندگیش رو خودش بگیره
پس تو کارش دخالت نکن
شوگا:اون خواهرمه چطور اجازه بدم هر غلطی
بخواد بکنه؟(داد)
جونگکوک:چرا انقدر حرف مفت میزنی اون
دیگه بزرگ شده(داد)
شوگا:البته واسه کسی مثل تو که یک هـ..رزه
برای خودت داری طبیعیه…یکی که
بیاد هر هفته دوبار نیازت رو بر طرف کنه.
سونا:چی؟
شوگا:میرا هر هفته دوبار زیر.ش داشت
عرق میکرد اون وقت تو نگران این هـ..رزه بودی!
سونا:جونگکوک…
جونگکوک:سونا…بیین من برات…
سونا:چیو بخوای توضیح بدی؟ها(صدای آروم)
سونا به زمین زل زده بود و صدایی که انگار
بیحال بود حرف میرد
سونا:دنبال یک هـ..رزه ی جدید میگشتی؟
جونگکوک:یا دختر…نوچ میشه بک لحظه
تنهامون بزاری لطفا؟
شوگا:باشه ولی زود میام
بعد از رفت شوگا جونگکوک دست سونا رو
گرفت و دو نفری رو تخت نشستن.
جونگکوک:هی سونا نگام کن
سونا حتی سرش رو هم بالا نمیاورد
جونگکوک:هوفف ببین اون مال اون موقعه ای
بود که تو پیشم بودی حتی یک بار که
مست اومدم خونه بیهوش شدم از خونه ی
میرا برگشته بودم…البته تو ماشین مست کردم.بعدش بعد از اون فقط جیکی با یک
نفر رابطه داشت که بعد کشتش آخرین بار
هم که جیکی فک کنم با دونفر دیگه هم
رابطه داشت.خودت اومدی بودی یکی
رو متوجه شدی
سونا:آدم نمیتونه عادت همیشگیش رو
فراموش کنه.
جونگکوک:یعنی میگی عادتم هرز..گیه؟
سونا:نه…ولی
سونا از جاش بلند شد
جونگکوک هم همینطور.قشنگ میشد
اشک هایی که تو چشمای سونا جمع شده
رو دید.
جونگکوک آروم به سونا نزدیک و آروم تو
بغل گرفتش.
جونگکوک:آدم قبل ازدواج خیلی کارا میکنه…اما بعد ازدواج بیشترش رو از برنامه هاش
حذف میکنه.مثلا اینکه همیشه با دوستاشون برن بار و مست کنن و این جور حرفا.
سونا سرش رو گذاشت رو سینه ی جونگکوک
و اشکاش شروع کرد به ریختن.
شاید این اتفاق براتون افتاده باشه که واسه
اتفاقی که گذشته گریه کنین.یعنی
دلتون برای چند دقیقه پیش خودتون بسوزه
سونا:یعنی قرار نیست که دوباره انجامش بدی
- ۲۴.۹k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط