{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب را از چشم هایم گرفتی

شب را از چشم هایم گرفتی
و ستاره ام را از آسمان...

اما پنجره ات را از اتاقم نگیر

و ماه را از کاسه ی آب بالای سرم

بگذار با عطش خواب های تو

در بستر خودم جاری باشم...!
دیدگاه ها (۳)

::اگه دلــم تنگ میشه خیلی بــرات منو ببـخش...اگه نگام گم میش...

ســــلام به همـــگیصبــحتون پر از زیــباییالان همه از قیافش ...

از خـــــواب چشمهای تو تا صبح می پرماین روزها هـــــــــــوا...

خوابهایت را می بینم هرشبکنارم نشسته ای با بالشی در آغوشو من ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط