{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو باز کنه

⊙مامانم بابامو صدا زد که در شیشه سس رو باز کنه

پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست

منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم :اینم کاری داشت؟؟

پدرم لبخندی زد و گفت:

یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم

تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟

بدجوری بغض گلمو گرفت..

سلامتی همه باباها
دیدگاه ها (۸)

دلتنگم مانند مادر بی سوادی که دلش هوای بچه اش را کرده ولی بل...

دلم گرفته از روزگار ... که آدمهايش همچون هوایش ناپايدارند .....

از روزگار پرسیدم با آ نهایی که بااحساساتم وزندگی ام بازی کرد...

روز پسره ب نظرتون واسه پسر همسایمون چی بخرم برا شادیش؟موچین؟...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_15🍷🎸- حالت خوبه؟!جای...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

اخرین دعا 28

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 107・⁠]⁠ᕗخودم رو توی تخت اندا...

.قتل. پارت پنجم

پارت هشتم فک کنم هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨ خود...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط