{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ زد هوایت بر سرم، سرتاسرم را باد برد

‍ ‍ زد هوایت بر سرم، سرتاسرم را باد برد
تا قلم در دست غم شد ، جوهرم را باد برد

خط کشیدم بر نمای کهنه ی گلبوسه ات یادگار بوسه ات بر دفترم را باد برد

اشک را در دامن سرخ شقایق ریختم
با نگاهی آتشین چشم ترم را باد برد

موج می زد بر سرم هر جمعه عشق دیدنت
ساحلی ایمن شدی تا، پیکرم را باد برد

غنچه هایم را کشیدی تا که از نو بشکفم
تا لب از لب وا کنم، آن نوبرم را باد برد

برگ ماند و ساقه ای خشکیده در دریای غم
با نگاهت سایه ی غم گسترم را باد برد

تا شقایق هست گفتی زندگی باید کنی
بی تو در دنیا تمام باورم را باد برد
دیدگاه ها (۳)

هیچ چیزی جز غمت موهای من را کم نکردقامتم را جز "خداحافظ عزیز...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

dark life = 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط