LIKE THE DAY THAT I MET HIM
~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~
~هماننده روزی که او را ملاقات کردم~
Part ۲۶
"فضای ماشین سردُ غرق در سکوت بود...غروب شده بود و هوا کم کم رو به تاریکی میرفت"
-(به بیرون خیره شده بود. دستش زیر چانه اش بود.)
+(همانطور که با یک دستش، فرمان را گرفته بود، با دست دیگرش گردنش را مالید)
-(سرش را برگرداند و به او خیره شد)
+(نگاه او را روی خودش حس کرد اما چیزی نگفت و نگاهش نکرد)
-(سرش را برگرداند و دوباره به شیشه ی سمت خودش خیره شد)
"ماشین جلوی چراغ قرمز ایستاد. خیابان زیاد شلوغ نبود."
-(چشم هایش را بست و نفس عمیقی کشید)
اگه الان این دورو اطراف یه ماشین پلیس ببینم لوت میدم اقای جئون.
+(نگاهش را به ات نداد و سرش را نیز برنگرداند)
حتما این کارو کن؛
-(چشمانش را باز کردُ به او خیره شد)
+(به رو به رو خیره ماند)
حوصلهی بحث ندارم.
-(پوزخند ریزی زد و نگاهش را دوباره به بیرون دوخت.)
تو که هیچوقت حوصله نداری.
+(با سبز شدن چراغ، ماشین را روشن کرد. موتور با صدای آرامی غرّید و بعد، حرکت کردند.)
و تو هم هیچوقت ساکت نمیمونی.
-(سرش را به پشتی صندلی تکیه داد و لبهایش را روی هم فشار داد.)
عادت بدیه؟
+(نگاهش را از جاده نگرفت.)
برای تو، آره.
-(اخم کمرنگی کرد.)
چه مهربون.
+(چند ثانیه سکوت کرد و بعد، با لحن خونسردی گفت.)
اگه حوصلهام سر بره، پیادهات میکنم.
-(با تعجب به او نگاه کرد.)
جدی!؟
(ذوقش کور شد)
شوخی میکنی؟-...
+(بدون اینکه نگاهش کند، شانهای بالا انداخت.)
نمیدونم. امتحان کن.
-(لبهایش را به هم فشرد و برای لحظهای ساکت ماند. بعد زیر لب گفت.)
تو واقعاً غیرقابل تحمّلی.
+(در سکوت به رانندگی ادامه داد)
*نیم ساعت بعد*
"بالاخره ماشین به عمارت رسید و در حیاط عمارت بین ماشین های دیگر پارک شد..."
-(خواست کمربندش را باز کند و پیاده شود که متوجه شد باز نمیشود)
چرا باز نمیشه-
+(کمربند خودش را باز کردُ خواست از ماشین پیاده شود که چشمش به ات افتاد و برگشت.)
-(وقتی دید باز نمیشود، به جونگ کوک نگاه کرد)
+(به سمت ات خم شد)
بزار من بازش کنم.
(روی ات خم شد و فاصله اشان را به کمترین میزان رسانید...)
-(داغی نفس های او را روی گردنش حس میکرد. سرش را پایین انداخت)
+(بعد از باز کردن کمربند، کمی به ات خیره شد و بعد از او جدا شد)
پیاده شو.
(از ماشین پیاده شد)
-نمیدونستم باید پیاده شم الان...(چشم غره ای رفت و از ماشین خارج شد)
لذت ببرین♡♤
~هماننده روزی که او را ملاقات کردم~
Part ۲۶
"فضای ماشین سردُ غرق در سکوت بود...غروب شده بود و هوا کم کم رو به تاریکی میرفت"
-(به بیرون خیره شده بود. دستش زیر چانه اش بود.)
+(همانطور که با یک دستش، فرمان را گرفته بود، با دست دیگرش گردنش را مالید)
-(سرش را برگرداند و به او خیره شد)
+(نگاه او را روی خودش حس کرد اما چیزی نگفت و نگاهش نکرد)
-(سرش را برگرداند و دوباره به شیشه ی سمت خودش خیره شد)
"ماشین جلوی چراغ قرمز ایستاد. خیابان زیاد شلوغ نبود."
-(چشم هایش را بست و نفس عمیقی کشید)
اگه الان این دورو اطراف یه ماشین پلیس ببینم لوت میدم اقای جئون.
+(نگاهش را به ات نداد و سرش را نیز برنگرداند)
حتما این کارو کن؛
-(چشمانش را باز کردُ به او خیره شد)
+(به رو به رو خیره ماند)
حوصلهی بحث ندارم.
-(پوزخند ریزی زد و نگاهش را دوباره به بیرون دوخت.)
تو که هیچوقت حوصله نداری.
+(با سبز شدن چراغ، ماشین را روشن کرد. موتور با صدای آرامی غرّید و بعد، حرکت کردند.)
و تو هم هیچوقت ساکت نمیمونی.
-(سرش را به پشتی صندلی تکیه داد و لبهایش را روی هم فشار داد.)
عادت بدیه؟
+(نگاهش را از جاده نگرفت.)
برای تو، آره.
-(اخم کمرنگی کرد.)
چه مهربون.
+(چند ثانیه سکوت کرد و بعد، با لحن خونسردی گفت.)
اگه حوصلهام سر بره، پیادهات میکنم.
-(با تعجب به او نگاه کرد.)
جدی!؟
(ذوقش کور شد)
شوخی میکنی؟-...
+(بدون اینکه نگاهش کند، شانهای بالا انداخت.)
نمیدونم. امتحان کن.
-(لبهایش را به هم فشرد و برای لحظهای ساکت ماند. بعد زیر لب گفت.)
تو واقعاً غیرقابل تحمّلی.
+(در سکوت به رانندگی ادامه داد)
*نیم ساعت بعد*
"بالاخره ماشین به عمارت رسید و در حیاط عمارت بین ماشین های دیگر پارک شد..."
-(خواست کمربندش را باز کند و پیاده شود که متوجه شد باز نمیشود)
چرا باز نمیشه-
+(کمربند خودش را باز کردُ خواست از ماشین پیاده شود که چشمش به ات افتاد و برگشت.)
-(وقتی دید باز نمیشود، به جونگ کوک نگاه کرد)
+(به سمت ات خم شد)
بزار من بازش کنم.
(روی ات خم شد و فاصله اشان را به کمترین میزان رسانید...)
-(داغی نفس های او را روی گردنش حس میکرد. سرش را پایین انداخت)
+(بعد از باز کردن کمربند، کمی به ات خیره شد و بعد از او جدا شد)
پیاده شو.
(از ماشین پیاده شد)
-نمیدونستم باید پیاده شم الان...(چشم غره ای رفت و از ماشین خارج شد)
لذت ببرین♡♤
- ۹۵۷
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط