{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰
ادامه پارت 90
[ شروعی دیگر 🖤
#دیانا
عروس این خانواده اس و من باهاتون رفت و آمد دارم پس منم تو مهمونیاتون دعوتن دیگه.. >
آتوسا :< عجب!.. >
بعد زدن زیر خنده..
اما من هنوز خیالم راحت نبود.. از بقیه خدافظی کردم و رفتم بالا..
سعی کردم سرمو با چیز دیگه ای گرم کنم، لابد عاشق ممدرضا شده گذشته رو ول کرده دیگه!
تصمیم گرفتم غذای مورد علاقه ی ارسلانو درست کنم.. قرمه سبزی!
دیدگاه ها (۰)

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰پارت 91[ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀ساعتای...

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰پارت 92[ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀حرفشو ...

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰پارت 90 [ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀شیما ...

⊱⋅ ──────•🦉♾🦇•────── ⋅⊰پارت 89[ شروعی دیگر 🖤✨ ]#دیانا🎀••• 2 ...

سناریو اینوماکی و مگومی و هر کوفت دیگه ای درخاستی ( بنده خدا...

I can be myself with himPart²⁶و مشت هاشو توی صورتش سوهو خالی...

really love part⁴⁵کوک رو پیاده کردم و خودم رفتم خونه‌..زیاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط