black flower(p,49)

black flower(p,49)

چطور میتونست با این وضعیت پاشو اونجا بزاره و خودشو به بقیه ی دانشجوها نشون بده؟

در موردش چه حرفی می زدند؟

پیش خودشون چه فکری می کردند؟

احتمالا به محض اینکه این خبر می پیچید کاپیتانی تیم اسکواش هم ازش گرفته می شد و از تیم خط می خورد.

چیزی که خیلی سخت به دستش آورده بود رو خیلی آسون از دست می داد.

حتی تصورش هم باعث میشد چشماش پر از اشک بشن و گریش بگیره.


تهیونگ به خاطر این اتفاقات و استرسی که بهش وارد شده بود خیلی از کارها رو اشتباه انجام میداد.

باید چی کار می کرد؟

هیچ راه حل مناسبی به ذهنش نمی رسید.

شاید بهتر بود موهاشو بتراشه و راهِب یه مَعبد توی تایلند بشه و خودشو از تعلقات دُنیوی پاک کنه مثل راهِبای دیگه گیاه خوار بشه و سبزیجات بخوره تا آخر عمر ....بودا رو عبادت و بهش خدمت کنه.

یا اینکه خودشو جلوی یکی از اون ماشین های گرون قیمت و خوشگلی که توی خیابون های کانگنام تاب میخورن بندازه و با خسارتی که از صاحبشون میگرفت به هاوایی مسافرت کنه.

ریسکش بالا بود.
ممکن بود تا اخر عمر معلول بشه اما به شدت وسوسه انگیز به نظر می رسید.

یا می تونست لخت بدونِ اینکه حتی بدنشو بپوشونه در حالی که مشروبشو میخوره لب ساحل آفتاب بگیره و مثل کیم جونگین یه جذاب برنزه بشه لباسای مردم محلی رو بپوشه و با باسنی که عکس یه طوطی به تازگی روش تتو شده رقص سنتی مردم هاوایی رو انجام بده.(وایی خودم خندم گرفته😂😂)
دیدگاه ها (۲)

black flower(p,50)

black flower(p,51)

black flower(p,48)

black flower(p,47)

black flower(p,319)

black flower(p,309)

black flower(p,320)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط