رمان گناه عشق
رمان گناه عشق❌🍷
پارت: ۲۹
ارسلان: تو غلط میکنی.
دیانا: چی؟
دورش چرخیدم و بهشتش قرار گرفتم سرم و خم کردم جای گردنش و دم گوشش گفتم:
ارسلان: گفتم تو غلط میکنی.
دیانا: ب.. برای چ.. چی؟
دستم رو دور کمرش حلقه کردم و به خودم چسبوندمش.
ارسلان: که متعلق به همه باشی.
دیانا: ههه. چی میگی؟
ارسلان: تو فقط برای منی. فقط من. مال منی. حق منی. صحم منی.
دیانا: هان؟
ارسلان: درکش انقدر سخته؟
دیانا: اصلا نمیفهمم چی میگی؟
ارسلان: ببین دیانا تا وقتی ما باهم رلیم تو نمیتونی با هیچ پسری باشی.
دیانا: چراا؟
کمرش رو محکم فشاردادم و گفتم:
ارسلان: همینکه شنیدیییییییی.
دیانا: آخخ.... اوهه..... آی..... باشه آییی کمرممم.
ارسلان: دردت گرفت؟
دیانا: ارسلان تورو خدا کمرم رو ول کن.
یکم دستم رو شل کردم.
ارسلان: باشه بابا نخوردمت که.
دیانا: میشه برم؟
ارسلان: کجا جوجه تا پیدات کردم😈
دیانا: میخوام برمممن😭
ارسلان: باشه بابا بچه ننه. سریع گره میکنه اسکلللل.
.........؟...........؟.........
پارت: ۲۹
ارسلان: تو غلط میکنی.
دیانا: چی؟
دورش چرخیدم و بهشتش قرار گرفتم سرم و خم کردم جای گردنش و دم گوشش گفتم:
ارسلان: گفتم تو غلط میکنی.
دیانا: ب.. برای چ.. چی؟
دستم رو دور کمرش حلقه کردم و به خودم چسبوندمش.
ارسلان: که متعلق به همه باشی.
دیانا: ههه. چی میگی؟
ارسلان: تو فقط برای منی. فقط من. مال منی. حق منی. صحم منی.
دیانا: هان؟
ارسلان: درکش انقدر سخته؟
دیانا: اصلا نمیفهمم چی میگی؟
ارسلان: ببین دیانا تا وقتی ما باهم رلیم تو نمیتونی با هیچ پسری باشی.
دیانا: چراا؟
کمرش رو محکم فشاردادم و گفتم:
ارسلان: همینکه شنیدیییییییی.
دیانا: آخخ.... اوهه..... آی..... باشه آییی کمرممم.
ارسلان: دردت گرفت؟
دیانا: ارسلان تورو خدا کمرم رو ول کن.
یکم دستم رو شل کردم.
ارسلان: باشه بابا نخوردمت که.
دیانا: میشه برم؟
ارسلان: کجا جوجه تا پیدات کردم😈
دیانا: میخوام برمممن😭
ارسلان: باشه بابا بچه ننه. سریع گره میکنه اسکلللل.
.........؟...........؟.........
- ۴.۳k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط